مهدي مهريزي
124
ميراث حديث شيعه
أو اطلاع بر سرّ رسانيده باشد . پس حضرت از استعداد وترقى كميل از مقام نفس به دليل اطلاع بر سرّ خبر داد وتصديق قول أو نمود . قال عليه السلام : بَلى ، وَلكِنْ يترَشَّحُ عَلَيْكَ ما يَطْفَحُ مِنّي « طفحَ الماءُ طفوحاً » إذا امتلى حتّى ينصب . در اين فقره أشارت است به اهتمام در كتمان اسرار از اغيار وتصديق است به اين كه كميل مستعد اين مقام عالي هست لكن هنوز نرسيده ؛ زيرا كه رشح نور از صاحب كمال بر مستور قابل بايد شود نه بر غير قابل واين كلام دلالت دارد به اين كه آن حضرت در مقام فرق بعد الجمع وبقاء بعد الفناء في عين الجمع وصحو بعد المحو وتكميل واستقامت وتمكين است وكميل در مقام قلب وتلوين است وقابل ترقى است وهنوز به مقام بقاء بعد الفناء نرسيده وموجود به وجود هو هويى حقّانى نگشته تا ادراك حقيقت نمايد . زيرا كه اگر آن حضرت در مقام استقامت وتمكين در ولايت كه مقام « فناء بعد البقاء في عين الجمع » است ، نمىشد ، بلكه در ذات احديت مستغرق ودر محو باقي مىماند وبه صحو رجوع نمى كرد وبه مقام « فناء بعد البقاء » بر نمى گشت واز حق به خلق سفر نمى كرد ، وجود نداشت تا از وى شيئى طافح شود . وهمچنين كميل هر گاه در مقام ولايت مستغرق در عين جمع بود وجود نداشت تا شيئى بر وى ترشح نمايد وچون آن حضرت در مقام « بقاء بعد الفناء » موجود به وجود هو هويى حقانى ممكّن به نور احدىّ ذاتي بود - چنان كه رسول صلى الله عليه وآله فرمود : عليٌّ ممسوس في ذات اللَّه « 1 » - / 210 / در نزديك قيام آن حضرت به حق عبوديت اين نور احدى از وى طافح شود وبَر مستور سالك ترشح نمايد . اى صاحب معرفت ! ببين فرق وتفاوت ميان سرّ آن حضرت وسرّ كميل به چه غايت است . سرّ آن حضرت نور احدى ذاتي است وسرّ كميل نور مكاشفه ومطالعه ومشاهده است . پس سرّ كميل از أوايل وطوالع اسرار آن حضرت است نه از جلايل وحقايق وى .
--> ( 1 ) . كشف اليقين ، علامه حلى ، ص 68 ؛ حلية الأولياء ، أبو نعيم أصفهاني ، ج 1 ، ص 21 .