مهدي مهريزي

125

ميراث حديث شيعه

قال : أَوَ مِثْلُكَ يُخَيِّبُ سائِلًا ؟ ! استفهام به معنى نفى است ، يعنى من اگر أهل سؤال نيستم لكن تو أهل أجابت هستى وديگر اين كه براي من بر تو حقّى مىباشد ؛ زيرا كه اگر من به هيچ وجه من الوجوه به « مسؤول عنه » شعور نداشتم ، چگونه سؤال مىنمودم وطلب مىكردم وحال آن كه طلب مجهول مطلق محال است وشعور من به « مسؤول عنه » دليل است بر اين كه استعداد ادراك آن دارم وتو ، هم كامل وهم مكمِّلى وبر مقتضيات استعدادات ، عالِم ومطلع ومخبرى . بر تو واجب است تكميل ناقص ، به حسب اقتضاى استعداد أو . پس مرا از فيض خود محروم وبي نصيب مكن . ولهذا آن حضرت جواب داد : قال عليه السلام : الْحَقيقَةُ كشفُ سُبحاتِ الْجَلالِ مِنْ غَيْرِ إشارَةٍ اين فقره جواب بر حسب رتبهء سائل است ؛ زيرا كه سائل در مقام قلب است ومقام قلب مقام تجليات صفات است . و « جلال » عبارت است از احتجاب وجه باقي به حجب صفات ، چنان كه « جمال » عبارت است از نور وجه باقي بدون حجاب و « وجه باقي » عبارت است از ذات موجود با جميع . و « سبحات » عبارت است از أنوار و « أنوار » عبارت است از تجليات صفات حجبِ وجه واين أنوار را « سبحات الجلال » مىنامند . وقوله : « من غير إشارة » يعنى بدون اشاره ، هر قسمي از اشاره [ كه ] باشد : عقليّه وروحيّه وغير اينها ؛ زيرا كه اشاره مشعر است بر اثنينيّت ؛ به جهت اين كه اشاره ، طرفين را لازم دارد و « كشف سبحات من غير إشارة » اشاره است به مقام فناء صرف واحد واحديت جميع ، يعنى « حقيقت » طلوع وجه باقي است به سبب رفع حجب صفات ، تا نفى نمايد سبحات وجه باقي ، كلّ ماسوا را . شود با وجه باقي ، غير هالك * يكى گردد سلوك وسير وسالك « 1 »

--> ( 1 ) . گلشن‌راز ، شيخ محمود شبسترى ، ص 49 . در پاسخ از اين سؤال : كدامين نقطه را نطق است انا الحق * چه گويى هرزه بود آن رمز مطلق كه شبسترى در جواب گويد : انا الحق كشف اسرار است مطلق * بجز حق كيست تا گويد انا الحق تا آن‌كه به بيت مذكور در متن مىرسد .