مهدي مهريزي
10
ميراث حديث شيعه
به سخن ديگر ، أصل در سه تعريف از تعاريف چهارگانهء بالا ، دو ويژگى دارد : 1 . حديث معصوم است ؛ 2 . سماع نويسنده از معصوم يا راوي ديگر است . امّا در تعريف ملّا عناية اللَّه قهپايى ، ملاكِ أصل ، يك چيز است وآن اينكه حديث معصوم در آن گردآمده باشد وغير از حديث ، چيز ديگرى در آن نباشد ؛ خواه اين أحاديث ، مأخوذ از اثرى ديگر باشند ويا فقط مسموعات نويسنده باشند . اين تعاريف ، چنان كه علّامه سيّد محسن امين ادّعا كرده « 1 » وأستاذ سيّد محمّدحسين حسينى جلالي آن را مستند ساخته است ، « 2 » حدسى وتخمينىاند ؛ زيرا نه متن أصول ، بر جاى مانده تا با بررسى آنها بتوان به تعريفى دست يافت ، ونه از سوى صاحبان أصول ، تعريفى به دست ما رسيده است ، ونه از سوى كساني كه اين أصول را فهرست كردهاند ، تعريفى در دست است . بر اين أساس ، نمىتوان به نتيجهاى اطمينانبخش دست يافت . در اين تعاريف ، به هيچ روى به تصنيف يا مصنَّف ، اشارهاى نشده وصاحبان تعريفهاى يادشده از آن گذشتهاند . اگر بر همين مقدار بسنده شود ، مشكلى بروز مىكند وآن اين است كه طبق اين تعاريف ، واژهء أصل با كتاب ، متفاوت است واز سوى ديگر ، آنچه به عنوان أصل در فهارس ثبت شده ، از يكصد واندى تجاوز نمىكند . پس چگونه محقّقان پيشين ، أصول را چهارصد گفتهاند ، با آن كه تنها دربارهء يك چهارم آنها اطّلاعات اوّليه در دست است ؟ اين مشكل ، برخى از نويسندگان وپژوهشگران را به جُستن راه حلهايى وا داشته است كه بدانها اشاره مىشود :
--> ( 1 ) . أعيان الشيعة ، ج 1 ، ص 140 . ( 2 ) . دائرة المعارف الإسلامية الشيعية ، ج 2 ، ص 32 .