يحيى ابن أبي الطيء الحلبي

6

الحاوي في رجال الشيعة الإمامية

كه در آثاري موجود ، منابع آن مطالب قيد شده باشد . در زمينهء دانش تاريخ ، زماني كه مطلبي را يك مأخذ دست دوم ارائه كرده ، وقتي منبع آن مشخص نشده باشد ، دشوار بتوان حدس زد كه اين گزارش دقيقا چه زماني ارائه شده وتا چه اندازه نزديك به زمان وقوع آن رخداد تاريخي بوده است . اين روش ، دربارهء هر نوع اطلاعات عالمانه صادق است . به ديگر سخن ، تاريخ محتواى هرآنچه دربارهء هر مسأله گفته شده است ، بدون كتابشناسى گسترده وشناخت ارتباط متون با يكديگر كه در قالب مقايسهء منقولات آثار پسين از آثار پيشين امكان‌پذير است ، ممكن نيست . بدون ترديد ، مىتوان برخى از آثار پسين را تلخيص شدهء آثاري قديمىتر دانست آن‌گونه كه مؤلف متن جديد ، أساس را بر نوشتهء پيشين گذاشته واز خود تنها اندكى بر آن افزوده است . با كار مواردپژوهى ودر ادامه تدوين مجدد اثر مفقود ، به خوبى رشتهء پيدايش محتواى آن اثر ، تا چند قرن به عقب بازمىگردد . براي مثال ، برخى از نوشته‌هاى فردى مانند جلال الدين سيوطى - شخصي كه در كار اقتباس از آثار كهن بسيار فعال وكوشا بوده وبرخى از آثارش را يكسره بر مبناى متون كهن نگاشته - با بازيافت آن متون كهن ، ارزش علمي خود را به دوره‌هاى پيش از خود واگذار مىكند . 4 - مواردپژوهى وسيلهء ارزيابى آثار مكتوب : يكى از راه‌هاى بررسى آثار ومتون به لحاظ علمي ، به‌ويژه در برخى از رشته‌هاى علمي ، اتكاى آنها به متون أصيل ، رسمي وقابل اعتماد است . استفادهء از منابع غير موثق وضعيف ، سطح علمي واتقان كار را پايين مىآورد . با بررسى در منابع يك اثر ، مىتوان درصد علمي بودن آن اثر را به دست آورد . در اين موارد ، بايد به استفاده‌كنندگان هم توصيه كرد تا در زمان استفاده از اين آثار ، دريابند ، متنى را كه از آن كتابها نقل مىكنند ، در أصل ، مربوط به كدام منبع پيشين است . براي نمونه ، در