الحسن بن محمد الديلمي ( مترجم : رضائي )

4

إرشاد القلوب ( فارسي )

عطسه اى زد سپس گفت : * ( الحمد الله ) * پس خداى تعالى به آدم فرمود : كه مرا ستايش كردى سوگند ببزرگى و جلالم اگر بواسطه ى دو تن از بندگان كه از تو بوجود مىآيند نبود ترا در دنيا نمىآفريدم آدم عرض كرد : پروردگارا آن دو تن از منند . فرمود : آرى . از تو باشند . اى آدم سرت را بلند و نگاه كن . آدم سر بلند كرد و ناگاه ديد كه بر فراز عرش نوشته شده : لا إله الا الله محمّد نبى الرحمه و على مقيم الجنة ) * خدائى جز خداى يكتا وجود ندارد محمّد پيامبر رحمت و على انسانى بهشتى است هر كس على را بشناسد پاك و پاكيزه است و آن كس حق على را انكار كند نااميد از رحمت و ملعونست . سوگند ببزرگى و جلالم كه وارد بهشت ميكنم آن كس كه على را دوست دارد اگر چه نافرمانى و معصيت مرا كند و سوگند ببزرگى و جلالم وارد جهنم كنم هر كس نافرمانى على را كند اگر چه اطاعت من را بكند . و نيز از اخطب خوارزمى از ابن مسعود روايت شده رسول خدا صلَّى الله عليه و إله فرمود : كه فرشته اى بسوى من آمد و گفت : اى محمّد بپرس پيامبرانى را كه پيش از تو برانگيخته شدند بچه چيز مبعوث شدند ؟ من گفتم : بر چه چيز برانگيخته شدند . گفت : بر دوستى تو و دوستى على بن ابى طالب مبعوث شدند . و نيز از ابن عباس روايت شده كه از نبى اكرم پرسيده شد از كلماتى كه آدم از پروردگارش آموخت سپس توبه ى آدم را خدا قبول كرد ، پيغمبر فرمود : آدم خدا را به آبروى محمّد ، على ، فاطمه ، حسن ، حسين خواند كه توبه اش را بپذيرد