محمد بن علي منجم وابكنوي
85
زيج محقق سلطانى على اصول الرصد لزيج الايلخاني ( فارسي )
در موامرهء سال ببايد نوشتن كه تحويل آفتاب به حمل ودرآمدن سر سال ملكي در شب دوم I فروردين ماه جلالي ؛ واين نيز شنيع است . پس چون فساد اين دو مذهب به دلايل وبرهان I معلوم شد ، واجب آمد مذهبي را اختيار كردن كه موافق أرباب عقل باشد ومطابق أصحاب I شرع ، واين خللها وفسادها در آن واقع نشود . وآن مذهب اين است كه اگر تحويل آفتاب I به حمل در روز اتفاق افتد همان روز را نوروز گيرند واگر در شب اتفاق افتد ، روز ديگر را I كه روز آن شب باشد به مذهب أهل شرع . ودر اين مذهب ، هيچ فسادى لازم نيايد ومطابق I عقل است وموافق شرع . واگر حكماى عهد ما كه هر يك يگانهء روزگار خودند به حكم آيهء إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلى أُمَّةٍ « 1 » به تقليد أستاذ وپدر بر أمور باطل اصرار ننمايد وطالب حق گردند از ايشان I عظيم پسنديده بود ونام نيك ايشان نيز در جهان منتشر گردد وبماند . - واللّه أعلم بالصواب - I وأول اين تاريخ ، روز سهشنبه بوده است . وسالهاى أو شمسي طبيعي است ومطابق I سالهاى تاريخ ملكي ، وما بيان سالهاى شمسي آنجا كردهايم به شرح وتفصيل . وليكن ماههاى I اين تاريخ شمسي طبيعي است به خلاف ماههاى تاريخ ملكي . ومدت هر ما هي به حسب مكث I آفتاب است در هر برجى . وچون مكث شمس در بروج ، مختلف است به سبب اختلاف I مسير أو در هر برجى ، پس عدد أيام شهور آفتاب نيز مختلف شود ؛ زيرا كه مكث I آفتاب در شش برج شمالي بيشتر از آن است كه در شش برج جنوبي . به سبب I آنكه أوج أو در جانب بروج شمالي است وحضيض أو در جانب بروج جنوبي . I پس مكث أو در هر يك از پنج برج شمالي ، سى ويك روز است ودر يك سى ودو روز ، I باز مكث أو در هر يك از چهار برج جنوبي ، سى روز است ودر دو برج ، بيست I ونه روز ؛ مگر در سال كبيسه كه يك روز در أيام شهور بيفزايد . وأوايل ماهها را اگر به حسب
--> ( 1 ) . زخرف : 22