محمد بن علي منجم وابكنوي

82

زيج محقق سلطانى على اصول الرصد لزيج الايلخاني ( فارسي )

باقي ماند موافق است با علامت جمعات روز مطلوب ، عمل صحيح است والّا خطاست . I فصل 8 : در رفع كردن أيام به سال‌ها وماه‌ها وسهل‌تر طريقي در اين باب آن است I كه أيام را بر 365 قسمت كنيم تا سال‌هاى تامه بيرون آيد . آن گاه أيام كبايس آن سال‌هاى I تامه را از أيام باقي از قسمت ، نقصان كنيم . واگر از آن نقصان نتوان كرد يك عدد از سال‌ها نقصان I كنيم وأيام آن را با أيام سال ناقصه جمع كنيم وأيام كبايس را از آمدن ( ؟ ) مجموع نقصان كنيم تا أيام سال I ناقصه را بر 30 قسمت كنيم تا ماه‌هاى تامه حاصل آيد . وآنچه باقي ماند از قسمت ، أيام باشد I از ماه ناقص . واگر از قسمت هيچ باقي نماند تاريخ مطلوب ، روز آخر آن ماه تامه باشد كه عدد I بدو منتهى شود . فصل نهم : در امتحان اين عمل به ميزان أيام جمعات وطريقش آن است I كه به حسب اين سال‌ها وماه‌ها ، مدخل معلوم كنيم از أيام أسابيع ؛ اگر با مدخل روز مطلوب ، I موافق بود عمل صواب است واگر نه خطا باشد . باب ششم : در دانستن I تاريخ جديد خانى واين چهار فصل است : فصل أول : در بيان مبدأ اين تاريخ وسال‌ها I وماه‌هاى أو واين تاريخ منسوب است به پادشاه مغفور سلطان غازان - نور اللّه ضريحه - . I وسبب وضع اين تاريخ آن بود كه پيش از اين ، وضع دفاتر قانون ممالك مربوط I به تاريخ هجرى بود ومضبوط به سال‌هاى قمري كه در ميان أهل اسلام مشهور ومستعمل است . I وميان سال‌هاى شمسي وقمري در مدت سى سال ، يك سال تفاوت مىكرد ؛ چنان كه سى ويك سال I قمري ، سى سال شمسي مىشود . واز اين جهت ، خللى عظيم وفسادى ظاهر واقع مىشد بدان سبب I كه طلب اخراج ، مبنى بر سال‌هاى قمري مىبود وادراك دخل ، مبنى بر سال‌هاى شمسي . پس I در هر سى ويك سال قمري كه سى سال شمسي باشد ، حاصل دخل سى سال ، مثلًا بر رعيت I مىرسيد وسى ويك سأله ، عمال را مال بر ايشان متوجه مىشد كه اگر عمال آن مال را مطالبت