محمد بن علي منجم وابكنوي

71

زيج محقق سلطانى على اصول الرصد لزيج الايلخاني ( فارسي )

از عدد أيام كبايس كم كرديم بماند ، / كه . واين عدد كبايس رابوعاست ؛ و I باقي بر اين قياس باشد . اما رصد حاكمى كه صاحب زيج ايلخانى آن را اعتبار I كرده است ومدخل سال‌هاى اين تاريخ را از مبدأ أو تا مدت سيصد سال ، به حسب I استخراج تقويم شمس در أول هر سال ، معين گردانيده ودر جدول نهاده ؛ همانا I به سبب كثرت اشتغال به ضبط اين جزويات ملتفت نشده باشد . وچون I سال شمسي به حسب أصول اين رصد كه تقويم نيرين زيج ايلخانى مبنى است بر آن ، I هست چندين / سسه‌يدلب‌ل واين كسور در مدت 132 سال ، / لب روز كبيسه I مىشود الّا جزوى از صد وبيست جزو كه باقي مىماند در هر دور ، وآن معتدبه نيست . I زيرا كه آن جزو در مدت 15840 سال ، يك روز تمام گردد كه در آن ، / لا روز I كبيسه اتفاق افتد . ليكن از اين كبايس مذكور 82 رابوعاست وچهار I خاموسا ؛ وبر شارح اين زيج واجب بود كه اين معنى را تعرض رسانيدى ، أو نيز I ملتفت نشده . قسم دوم : در معرفت ابتداى ادوار كبايس به حسب أصول رصد ايلخانى اما ببايد دانستن كه ابتداى دور كبس ، پيش از تاريخ ملكي بوده است به چندين سال ، I / ؟ . وأول تاريخ ملكي در سال پنجاه وچهارم بوده است از آن دور . وأول دور I كبس كه مبداء تاريخ ملكي در آن دور اتفاق افتاده است روز سه‌شنبه بيست و I سوّم محرم سنهء 417 از تاريخ هجرت ، موافق پانزدهم اذار سنهء 1337 از تاريخ إسكندر فيلقوس I ، مطابق 6 فروردين ماه قديم سنهء 395 از تاريخ يزدجرد بن I شهريار . پس چون خواهيم كه مبداء ادوار ديگر بيرون آوريم « 1 » گذشته يا آينده I از اين تاريخ ، طريق أو آن است مثلًا كه اگر ابتداى دور دوم خواهيم ، أيام يك دور را

--> ( 1 ) . [ در أصل نسخه : ] آويم