محمد بن علي منجم وابكنوي

72

زيج محقق سلطانى على اصول الرصد لزيج الايلخاني ( فارسي )

كه 120 سال ملكي است از أيام اين تواريخ نقصان كنيم يا بر آن أيام افزائيم تا أيام I اين تواريخ حاصل آيد در أول دور دوم گذشته يا آينده . واگر ابتداى دور سوم I خواهيم ، أيام دو دور [ را ] كه 240 سال ملكي است ، از أيام اين تاريخ كم كنيم يا بر آن أيام I افزائيم تا أيام اين تواريخ حاصل آيد در أول دور سوّم گذشته يا آينده . واز آن أيام ، I استخراج اين تواريخ بكنيم ؛ وباقي بر اين قياس است . اما اگر عدد ادوار تامه وعدد I سال‌ها از ادوار ناقصه خواهيم كه از تاريخ ملكي بدانيم بر سال‌هاى ناقصهء اين تاريخ I دايماً / نج برافزائيم وحاصل را بر 120 قسمت كنيم . آنچه حاصل شود عدد ادوار تامه I باشد اگر چنان كه از قسمت ، هيچ باقي نماند سال مطلوب ، سال آخرين بود از آن I ادوار تامه ؛ واگر يكى بماند سال أول بود از دور ناقص ؛ واگر دو بماند سال دوم I باشد از دور ناقص ؛ وباقي بر اين قياس بود . وما دور سوّم را أصل ساختيم در استخراج I أوساط حركات كواكب . ومبداء اين دور روز شنبه بوده است أول فروردين ماه I جلالي سنهء 188 ملكي ، موافق چهارم خرداد ماه قديم سنهء 635 يزدجردى . I واگر ادوار آينده را از اين ادوار خواهيم كه بدانيم از سال‌هاى ناقصهء ملكي 187 I نقصان كنيم وباقي را بر 120 قسمت كنيم . اگر منقسم گردد آنچه خارج شود عدد ادوار I تامه باشد از مبدأ دور أصل ، وآنچه باقي ماند سال‌هاى ناقص بود از دو [ ر ] ناقص ؛ I وباقي بر اين قياس است . قسم سوّم : در معرفت سال‌هاى كبيسه وأيام كبايس ، به حساب I چون عدد أيام كبايس ادوار تامه خواهيم كه بدانيم ، عدد ادوار تامه را دايماً در / كط I ضرب كنيم ، عدد أيام كبايس ادوار تامه حاصل آيد . واگر سال‌هاى كبيسه وأيام آن I از ادوار ناقصه خواهيم كه بدانيم ، واگرچه أنواع آن بسيار است ما پنج نوع ايراد « 1 »

--> ( 1 ) . " ايراد " در أصل نسخه دو بار تكرار شده است .