محمد بن علي منجم وابكنوي

67

زيج محقق سلطانى على اصول الرصد لزيج الايلخاني ( فارسي )

دو عدد بر آن افزائيم وبر هفت قسمت كنيم . آنچه بماند اگر موافق باشد با علامت I جمعات روز مطلوب ، عمل صواب است واگر نه ، خطاست . فصل 6 : I در رفع كردن أيام به سال‌ها وماه‌ها وطريقش آن است كه أيام را بر 365 I قسمت كنيم تا سال‌هاى تامه حاصل آيد . پس اگر از قسمت چيزى باقي نماند I تاريخ مطلوب ، روز آخر آن سال باشد واگر چيزى باقي ماند ، يك عدد I بر سال‌هاى تامه افزائيم ناقصه شود ، وأيام باقي را بر سى قسمت كنيم تا ماه‌هاى تامه I حاصل آيد . واگر از اين قسمت چيزى باقي نماند تاريخ مطلوب ، آخر آن ماه باشد I كه عدد شهور بدان منتهى شود . واگر چيزى باقي ماند أيام باشد از ماه ناقص . I فصل هفتم : در امتحان اين عمل به ميزان أيام جمعات وطريقش آن است كه مدخل I سال وماه وروز بيرون آوريم از أيام جمعات ونظر كنيم ، اگر با علامت جمعات I روز مطلوب موافق باشد عمل صواب است واگر نه ، خطا باشد . باب 5 : I در دانستن تاريخ ملكي وآن نه فصل است : فصل اوّل : در بيان مبداء اين تاريخ I وسال‌ها وماه‌هاى أو واين تاريخ منسوب است به سلطان جلال‌الدين ملكشاه بن الب I أرسلان سلجوقى . وسبب وضع اين تاريخ آن بود كه سلطان جلال‌الدين أشارت I فرمود به حكمايى كه در عصر أو بودند كه مىبايد كه به نام من رصدى بسازيد . انديشه كردند I وبا يكديگر گفتند كه اين كارى دراز است ومشكل وما نمىدانيم كه از عهدهء اين كار بيرون I مىتوانيم آمد يا نه . با هم اتفاق كردند وبه رفع اين مشغول شدند ودر حضرت سلطان I عرضه داشتند كه كمتر زماني كه رصدى در وى تمام شود سى سال است ومعلوم نيست « 1 » I كه عمر ما به تمام شدن أو وفا كند يا نه . وبدان تقدير كه رصد تمام شود

--> ( 1 ) . " معلوم نيست " در أصل نسخه دو بار تكرار شده است .