محمد بن علي منجم وابكنوي

51

زيج محقق سلطانى على اصول الرصد لزيج الايلخاني ( فارسي )

در پنج ، وبر حاصل ضرب ، دو برافزائيم دايماً وبر چهار قسمت كنيم . پس اگر از قسمت ، I چيزى باقي ماند آن سال كبيسه بود ؛ والّا بسيطه باشد . آن گاه اگر سال بسيطه باشد I بر آن خارج قسمت ، دو برافزاييم واگر كبيسه بود ، يكى ؛ وبر هفت قسمت كنيم آنچه I باقي ماند رقم جمعات سر سال باشد . نوع دوم ؛ قسمت كنيم سال‌هاى تامه را بر بيست I [ و ] هشت ، وباقي را در پنج ضرب كنيم وبر چهار قسمت كنيم . واگر ما بين القسمة زيادت I از نصف مقسوم عليه باشد آن را جبر كنيم وبه جهت أو ، يك عدد بر خارج قسمت افزاييم I تا محفوظ حاصل شود . واگر بعد از ضرب ، يك عدد بر حاصل ضرب افزائيم وبر چهار I قسمت كنيم وكسور باقي را طرح كنيم ، به جبر حاجت نبود . واگر ربع عدد باقي را بر آن عدد افزاييم I وجبر كسور كنيم ، همان محفوظ باشد بعينه . آن گاه دايماً دو عدد بر محفوظ افزائيم وبر هفت ، I قسمت كنيم . آنچه باقي ماند رقم أيام أسابيع سر سال ناقصه باشد . واگر هيچ نماند آن I رقم شنبه بود . واگر از قسمت بر بيست وهشت ، هيچ باقي نماند سر سال ناقصه ، دوشنبه I بود . نوع سوّم ؛ قسمت كنيم سال‌هاى ناقصه را بر بيست وهشت وبا عدد باقي ، I همان عمل كنيم تا محفوظ حاصل آيد . ودر اين صورت دايماً يك عدد بر محفوظ I افزائيم وبر هفت قسمت كنيم تا مطلوب حاصل شود . واگر از قسمت بر بيست I خ I [ و ] هشت هيچ باقي نماند سر سال ، يكشنبه بود . قسم دوم : در معرفت مدخل ماه‌ها I وآن دو نوع است ؛ [ نوع أول ] ؛ نظر كنيم به ماه‌هاى تامه وبه جهت هر ما هي كه أيام أو سى ويك است ، I سه عدد گيريم ؛ وبه جهت آنكه أيام أو سى است ، دو عدد ؛ وبه جهت آنكه أيام أو بيست I ونه است ، يك عدد ؛ وبه جهت آنكه أيام أو بيست وهشت است ، هيچ نگيريم . آن گاه آن اعداد را I با هم جمع كنيم . آنچه حاصل آيد عدد رقم جمعات سر سال ، بر وى افزائيم وبر هفت قسمت كنيم ؛