محمد بن علي منجم وابكنوي
41
زيج محقق سلطانى على اصول الرصد لزيج الايلخاني ( فارسي )
نوع دوم ؛ قسمت كنيم جيب آن ارتفاع را بر جيب تمام أو منحط تا ظل معكوس حاصل I آيد از آن « 1 » ارتفاع . ومعرفت قطر ظل همان است كه پيش از اين در ظل مستوى بيان I كردهايم . فصل 3 : در معرفت ظلى از ظلى ديگر واين نتيجهء آن مقدمه است كه در اربعهء I اعداد متناسبه بيان كردهايم . پس نسبت ظل أول به مقياس أو ، چون نسبت ظل ثاني است I به مقياس أو . پس هرگاه مقياس ظل أول را در مقياس ظل ثاني ضرب كنيم ، حاصل ضرب را اگر بر ظل I أول قسمت كنيم ظل ثاني حاصل آيد ؛ يعنى خارج قسمت ظل ثاني باشد وخارج قسمت ظل أول مىشود در صور ثانيه ( ؟ ) . واگر بر ظل ثاني قسمت كنيم ظل أول حاصل شود . فايده : ظل أول I هر ارتفاعى مساوى ظل ثاني تمام آن ارتفاع بود . پس هر مقدار را كه در ظل قوسي ، منحط ضرب كنيم وهمان I مقدار را بر ظل تمام آن قوس ، منحط قسمت كنيم حاصل ضرب مساوى خارج قسمت باشد . I وبدين سبب أهل صناعت در وضع جدول ظل ، بر ثمن دور اختصار كنند . مقالت I دوم : در معرفت تواريخ ولوازم آن وآن چهارده باب است : باب أول : I در تعريف روز وشب ، سال وماه وتاريخ وآن سه فصل است : فصل أول : در شناختن روز I وشب ومبادى اقسام آن وآن دو قسم است « 2 » : قسم أول : در تعريف ومبادى شبانروز اما روز ؛ I عبارت است از مدت ظهور شمس ، فوق الأرض ؛ يعنى از زمان طلوع نصف جرم آفتاب I تا زمان غروب نصف جرم أو . وشب به خلاف اين ، يعنى از زمان غروب نصف جرم شمس I تا زمان طلوع نصف جرم أو كه مدت خفاى « 3 » أو بود تحت الأرض . ومجموع هر دو مدت را I شبانروز خوانند . وگاه باشد كه روز ذكر كنند واز آن ، شبانروز مراد باشد . وبه نزديك I أهل شرع ، روز از زمان طلوع فجر است تا بعد از غروب آفتاب ، به قريب ثلث ساعت I گذشته كه مدت زمان صوم باشد . وشبانروز دو نوع است : يكى فلكى ، وآن مدت يك دور I فلك أعظم بود اين را روز طبيعي نيز دانند . وديگر شمسي ، آن مدت يك دور فلك أعظم بود با مقدار مطالع مسير آفتاب . پس اگر آن مطالع ، مساوى حركت وسط
--> ( 1 ) . " آن " در أصل نسخه دو بار تكرار شده است . ( 2 ) . [ در أصل نسخه : ] قسمت ( 3 ) . [ در أصل نسخه : ] جفاى