السيد محمد حسين الطهراني
41
رساله نوين درباره بناء اسلام بر سال وماه قمرى ( فارسي )
نمودند كه بايد اعمال ورفتار هر ما هي را در همان ماه انجام داد . نسي ء « 1 » مصدر است مثل نذير ونكير از مادة نَسَأ الشَّىءَ يَنسَؤُهُ نَسأً وَمَنسَأةً وَنَسِيئًا : إذا أخَّرَهُ تَأخيرًا . يعنى آن چيز را به تأخير انداخت . گفتار مجمع البيان در تفسير آيهء نسيئ شيخ طبرسى گويد : طائفه عرب ماههاى چهارگانه : رجب وذو القعدة وذو الحجة ومحرم را بنا بر تمسك بر ملت وآئين حضرت إبراهيم وإسماعيل عليهما السلام محترم مىشمردند ، وجنگ وقتال را در آنها حرام مىدانستند ، وچون مردان كارزار ومخاصمه بودند ، صبر كردن سه ماه متوالى : ذو القعدة وذو الحجة ومحرم براي آنان سخت بود ، كه به هيچوجه به جنگ وغارت دست نزنند . فلهذا حرمت ماه محرم را به ماه صفر تأخير مىانداختند ، وبجاى محرم ماه صفر
--> ( 1 ) در « نهاية » ابن أثير ج 2 ، ص 139 در مادّهء دَوَرَ آورده است كه : ودر حديث است كه إنَّ الزَّمانَ قَدِ اسْتَدار كَهيئَةِ يوم خَلَقَ الله السَّمَواتِ والأرض گفته مىشود : دَارَ يَدْورُ واسْتَدَارَ يَسْتَديرُ بمعناى آنكه گرداگرد چيزى دور زد ؛ وبه جائى كه حركت را از آنجا شروع كرد ؛ برگشت ، ومعناى حديث اينست كه : عادت عرب اين بود كه ماه محرّم را به ماه صفر تأخير مىانداختند براي آنكه در محرّم جنگ كنند واين نَسِيى است ؛ وهر سال بعد از سال ديگر اين كار را انجام مىدادند . وبنابراين محرّم از ما هي به ماه ديگر منتقل مىشد بطوريكه در تمام ماههاى سال گردش مىكرد ودور مىزد . وچون آن سالى كه رسول خدا حجّ نموده بود ؛ ماه محرّم به همان زمان مخصوص خود كه قبل از انتقال داشت برگشته بود ؛ وسال به همان هيئت وكيفيّت اوّل خود دور زده بود ؛ فلهذا رسول خدا چنين فرمود .