السيد محمد حسين الطهراني
22
رساله نوين درباره بناء اسلام بر سال وماه قمرى ( فارسي )
عمرو بن خارجة گويد : عتاب بن أسيد براي حاجتي در روز عرفه مرا به سوى رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم فرستاد ، آن حضرت در عرفات وقوف داشت ، من حاجتش را معروض داشتم ، وسپس در زير ناقة آن حضرت ايستادم وبطورى نزديك بودم كه آب دهان ناقة بر سر من مىريخت ، وشنيدم كه مىگفت : أيها الناس ! ان الله أدى إلى كل ذي حق حقه ، وانه لا يجوز وصية لوارث ، والولد للفراش ، وللعاهر الحجر ، ومن ادعى إلى غير أبيه ، أو تولى غير مواليه فعليه لعنة الله والملائكة والناس أجمعين ، لا يقبل الله له صرفا ولا عدلا . « 1 » « اى مردم ! خداوند حق هر ذي حقي را به أو رسانيده است : جايز نيست كسى براي وارث خود وصيت كند ( بطورى كه حق ورثه ديگر ضايع شود ) « 2 » بچهاى را كه زنى مىزايد ، تابع نكاح صحيح است ، وبه صاحب
--> ( 1 ) « البداية والنهاية » ج 5 ، ص 171 ، از محمّد بن إسحاق وترمذى ونَسائى وابن ماجة روايت كرده است ، و « سيرهء حلبيّه » ج 3 ، ص 300 و « طبقات ابن سعد » ج 2 ، ص ( 2 ) . 381 شاهد بر اين معنى ، عبارتى كه در « طبقات ابن سعد » ج 2 ، ص 183 آورده است كه رسول خدا صلّى عليه وآله وسلّم در اين خطبه فرمود : إنَّ الله فَسَّمَ لكلِّ إنسانٍ نَصِيبَه من الميراث ؛ فلا يَجوزُ لوارثٍ وَصيَّةٌ . خداوند براي هر شخص نصيب وسهم أو را از ميراث معيّن ومشخّص نموده است ؛ بنابراين جايز نيست كسى براي وارث خود وصيّتى كند ؛ كه موجب از بين رفتن حق ساير ورّاث گردد . وامّا وصيّتى كه موجب تضييع حق آنان نشود وصيّت از مقدار ثلث خود كه در آن مجاز است اشكال ندارد .