السيد محمد حسين الطهراني
23
رساله نوين درباره بناء اسلام بر سال وماه قمرى ( فارسي )
فراش وپدر ملحق مىشود ، وشخص زناكار در اين فراش نصيبي از بچه ندارد ، بلكه نصيب أو به جرم عمل قبيح زنا سنگباران شدن است . هر كس ، فرزندى خود را به غير پدر خود نسبت دهد ، وهر بندهاى كه خود را بنده غير مولاي خود بداند ، لعنت خداوند وفرشتگان وتمام افراد بشر بر أو خواهد بود . وخداوند از أو هيچگونه توبه وعوضى را نمىپذيرد ، ( ويا هيچ واجب ومستحبى را از أو قبول نمىكند ) » . رسول خدا خطبه را انشاء مىكردند وربيعة بن أمية بن خلف كه مرد جهوري الصوت وبلند صدائى بود ، كلمات رسول الله را براي مردم با صداى بلند حكايت مىكرد ، ورسول خدا به أو مىگفتند : بگو : اى مردم ! رسول خدا چنين مىگويد . . . « 2 » « 1 » پس از خطبه رسول الله بلال اذان گفت ، وسپس اقامه گفت ، ورسول خدا نماز ظهر را بجاى آوردند ، وبدون فاصله بلال اقامه گفت ، ورسول خدا نماز عصر را بجاى آوردند . ودر اين كلام معلوم است كه رسول خدا پس از فرا رسيدن ظهر ، خطبه قرائت كردند وسپس نماز ظهر وعصر را با هم جمع كردند ، وآيا اين نماز ظهر ، نماز جمعه بوده است كه دو ركعت بجاى آورده وخطبه را قبل از آن خواندهاند
--> ( 1 ) « ، البداية والنهاية » ج 5 ، ص 171 و « سيرهء حلبيّه » ج 2 ، ص ( 2 ) . 992 آية الله سيّد شرف الدّين عاملي در كتاب « النّصّ والاجتهاد » طبع دوّم ، از ص 383 تا ص 385 گويد : پيامبر در حجّة الوداع با نود هزار تن - وبيشتر نيز گفته شده است - از مدينه بيرون آمد چنانچه در « سيرهء حلبيّه » و « دحلانيّه » وارد است ، غير از آنانكه در راه ويا در عرفه به آنحضرت رسيدند . چون در موقف عرفه آمد أهابَ بِالْحُجّاج ( صدا زد حاجيان را صدائى كه درنگ كنند ويا به سوى أو بيايند . ) آنان را به وصيّتهاى خود ووصيّتهاى أنبياء قبل از خود توصيه كرد ؛ بشارت داد ، وبر حذر داشت . واز جمله آنكه در آنروز گفت : أيُّها النّاسُ ! إنّى يوشَكُ أنْ ادْعَى فَاجيبَ . وَإنّى تارِكٌ فيكُمْ ما إنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِ لَنْ تَضِلّوا : كِتابَ اللَهِ وَعِتْرَتى أهْلَ بَيْتى . وَإنَّهُما لَنْ يَفْتَرِقا حَتَّى يَرِدا عَلَىَّ الْحَوْضَ ؛ فَانْظُروا كَيْفَ تُخَلِّفونّى فيهِما ؟ ! ودر مواقف عديدهاى پيش از اين موقف وبعد از آن امّت را به دو ريسمان ( كتاب وعترت ) محكم بست ، وبازماندگان امّت را به دو ثَقَل مصون داشت كه كتاب خدا وامامان از عترت أو باشند . امّت را بشارت داد كه اگر راه وروش آن دو را پيش گيرند ، باقي بر هدايت خواهند بود واگر به آن دو تمسّك نجويند گمراه مىشوند . وآنان را با خبر كرد كه : آن دو تا از هم جدائى ندارند وزمين از آن دو خالى نمىماند . أمّا موقفهاى رسول أكرم در اين معنى عمومى نبود . ليكن اين موقف روز عرفات وموقف بعدى كه روز غدير است عمومى بود . پيامبر در حضور عامّه مسلمين عَلى رؤوس الاشهاد إعلان فرمود . واز عرفات به مشعر كوچ نكرد در روز عرفه تا اينكه بر بالاى ناقهء خود برآمد وبا صداى بلند تمام أهل موقف را بانگ زد ( كه بايستيد وبه سوى من بيائيد ) ودر حاليكه همه گرد آنحضرت حلقه زده ودورش را احاطه كرده بودند ، وچشمها وگوشهاى خود را به آنحضرت دوخته بودند ودلهايشان را به آنحضرت سپرده بودند ، به آن جمعيّت فرمود : عَلىٌّ مِنّى وأنَا مِنْ عَلىٍّ ؛ وَلا يُؤَدّى عَنّى إلَّا أنَا أوْ عَلىٌّ . به به چه كلام وعهد مباركى است كه بر زبان آسان ودر ترازو وميزان سنگين است . براي علىّ در أداء از رسول الله صلّى الله عليه وآله همان صلاحيّتى را اثبات ومقرّر نمود كه خودش از طرف خداوند آن صلاحيّت را در أداء از جانب خداوند داشت . واين كلام به علىّ رخصت مىدهد كه : آنچه را از احكام شرعيّه كه محلّ ابتلاى مردم نبوده است وسپس محلّ ابتلا ميگردد وآنها را رسول خدا در أو به وديعت سپرده است ؛ على به مثابهء رسول خدا حقّ تشريع آن أحكام را دارد ودر اين أمر با نفس رسول خدا شريك است ، وبر آنچه خدا به رسولش وحى كرده است علىّ را مؤتمن شمرده است . آية الله عاملي ( ره ) در تعليقه فرمايد : اينست مراد به أداء از رسول خدا كه براي علىّ ثابت است واز ديگران نفى شده است . وگرنه معلوم است كه فقهاء در فروع دين ، واصوليّون در أصول دين ، ومحدّثين در سنّت ، وحَمَلهء آثار در آثار ؛ از رسول خدا أدا مىكنند . بر كسى حرجى در اين مسائل نيست مگر آنكه مشرّع از طرف خدا ورسولش باشد . وَمَن كذب على أحدِهما فلْيَتبوّأْ مقعدَه من النّار .