مؤلف مجهول / عبد الجبار خجندي

پيشگفتار 29

تنكلوشا ( ملحق : مدخل منظوم واحكام علم النجوم للخجندى )

ميشود . به همين اعتبار ، رسائل وكتب نجومى وتنجيمى را كه جدولهاى فراوان دارد ، « زيج » ناميده‌اند . « زيج : معرّب « زيگ » است وآن كتابي باشد كه منجّمان ، أحوال وحركات أفلاك وكواكب را از آن معلوم كنند » ( برهان قاطع ) . « زيگ : كتابي كه منجّمان أحوال وأوضاع نجوم وأفلاك را از جداول آن معلوم كنند ، واين كتاب نيز دستوري است منجّمان را در شناختن أحوال وأوضاع فلكى كه كميّات وحركات كواكب از جدولهاى اين كتاب ظاهر ميگردد ، ومعرّب آن « زيج » است » ( برهان قاطع ) . اينچنين ، در زبان فارسي ، كلمهء « زيج » اختصاصا به معنى كتابي يا رساله‌يى كه حاوي مجموعه‌يى از جداول نجومى وتنجيمى باشد وبتوان موقعيّت كواكب را - با در نظر داشتن ميزان حركت تقديمى يا رجوعي مداوم هر يك از كواكب نسبت به ديگر كواكب - در هر زمان مفروض ، از آن استخراج كرد ، رواج يافت . در ترجمهء فارسي تفسير طبري ( به نيمهء دوم سدهء چهارم هجرى ) آمده است : « مغان چنين گويند كه آفريدون آتشپرست بود ، وليكن هيچ ملوك به داد وى نبودند ، واوّل كسى كه به علم نجوم اندر شروع كرد ، أو بود ، وزيج خوارزمي أو تأليف فرمود . . . » . ودر شاهنامهء فردوسى ( به أواخر سدهء چهارم هجرى ) به دفعات ، كلمهء « زيج » به معنى مجموعهء جداول نجومى ، آمده است ، از جمله : « واز آن پس نگه كرد كاووس شاه * كسان را كه كردى به اختر نگاه بجُست وبه خوبى بَرِ خويش خواند * بپرسيد وبر تختِ زرّين نشاند ز سودابه ورزم هاماوران * سخن گفت هرگونهء بىكران بدان تا شوند آگه از كارِ اوى * به دانش بدانند پيكارِ اوى واز آن كودكان نيز بسيار گفت * سخنها برون آوريد از نهفت همه زيج وصلّاب برداشتند * بدان كار يك هفته بگذاشتند سرانجام گفتند كآين كي بوَد * كه جامى كه زهر افگنى مى بوَد » .