مؤلف مجهول / عبد الجبار خجندي
پيشگفتار 30
تنكلوشا ( ملحق : مدخل منظوم واحكام علم النجوم للخجندى )
* « برفتند با زيجها بر كنار * ز كاخ كنيزك بَرِ شهريار بگفتند رازِ سپهرِ بلند * همان حكمِ أو بر چه وچون وچند » . در زبان فارسي ، وجه تحوّل يافتهء كلمهء « زيج » به صورت « زايجه » نيز به معنى جدول است . در « بيان الأديان » تأليف أبو المعالي محمّد الحسيني العلوي به سال 485 هجرى قمري ، آمده است : « الشّيعة الاماميّة الاثني عشريّة : . . . ودر اين باب مر سيّد مرتضى را كتابي ديدهام به شرح تمام كه آن را « المقنع في الغيبة » نام كرده است ، واكنون زايجهيى دو كرده آيد به شرح أسامي وايّام وأحوال دوازده امام بر مذهب ايشان ، بر دو صفحه ، تا نگرنده واقف گردد » . از همان سدهء پنجم هجرى ، در زبان فارسي ، كلمهء « زايجه » ( كه به غلط آن را زايچه نيز مينويسند ) ، اختصاصا به معنى جدول مفردى كه موقعيّت سيّارات وبروج نسبت به يكديگر را نمايش ميدهد ، رايج شده است . در زبان فارسي ميانه ( پهلوى ) كلمهء « كس » : زيگ / زيج ، هم به معنى كتابي يا رسالهيى كه حاوي مجموعهيى از جداول نجومى وتنجيمى باشد ، است ، چنانكه در « نامههاى منوچهر جوان جم » ( به نيمهء سدهء سوم هجرى ) آمده است : « ستارهشماران بودن اختران مهر وماه را از زيج شهرياران ، وكيوان از زيج هندى وبهرام از زيج بطلميوس گيرند » . وهم به معنى جدول مفردى كه موقعيّت سيّارات وبروج نسبت به يكديگر را نمايش دهد ، چنانكه در « بندهش » ( به سدهء سوم هجرى ) وقتي مؤلّف آن ميخواهد « طالع عالم » را بدهد ، از آن جدول مفرد به « كس ؟ ؟ » : « زيگ / زيج گيهان » تعبير ميكند . * عرض كردم كه كهن مردمان ، پيآمد هر واقعه را كه روى زمين ، در اجتماع ايشان ، رخ ميداد ، نتيجهء تأثير موقعيّت كواكب به هنگام آن رخداد ، ميدانستند . مثلا اگر فردى به