أبو ريحان البيروني
سرگذشت 12
التفهيم لاوايل صناعة التنجيم
معدودى بودند كه شمارهء ايشان از انگشتان يك دست تجاوز نمىكرد بزرگترين آنها سه تن بودند كه وظيفهء خود مىدانم امروز از ايشان بنيكى ياد كنم ؛ يكى شادروان
--> در موقع عقد قرار داد حجم كار وميزان حقيقي هزينه طبع كتاب معلوم نبود ؛ بعدا در مراجعه به چاپخانهء مجلس شوراى ملّى كه در آن زمان بهترين ومجهّزترين چاپخانههاى إيران بود وچاپ كتاب ما با مزايا ومختصّاتى كه در آن ديده ميشود جز در آن مطبعه امكان نداشت ، معلوم شد كه مبلغ قرارداد با كسر عوارض ومالياتش بيش از حدود ده يك مخارج طبع وكليشه وصحّافى وتجليد را كفاف نميدهد ؛ وآنگهى قرارداد رسمي شده بود كه صد وپنجاه نسخه پس از طبع بوزارت جليله تحويل بدهم كه خود بيش از مبلغ قرارداد خرج بر ميداشت . چون خود حقير قدرت مالي نداشتم بشركت مطبوعات متوسّل شدم ؛ انصاف را مرحوم « آقا إسماعيل علميّه » كه در آن تاريخ رئيس شركت بود كمال همّت وجوانمردى ودرست قولي بخرج داد واز اين رهگذر براي خود وشركت مطبوعات نيك نامى هميشگى ذخيرة كرد ؛ وى متقبّل شد كه تمام هزينهء طبع را بطورى كه موافق كار وسليقهء من باشد بپردازد و 150 نسخه براي وزارت معارف وده نسخه هم بخود اين حقير بدهد ؛ حقّ تجديد طبع را هم بخود اين جانب واگذاشتند .