على زمانى قمشه اى
265
هيئت ونجوم اسلامى ( فارسي )
« رؤيت » ماه « كاشف » از آن است كه ساعت يا ساعتها قبل ، قمر از تحت الشعاع خارج وداخل در محدودهء ماه جديد گشته است . بنابراين « رؤيت هلال » مانند بسيارى از عناوين همچون « علم » « تبيّن » و . . . « طريق وكاشف » از واقع است ، نه اين كه تنها رسيدن به واقع بايد از طريق « رؤيت » باشد . از اين روست كه خطابات شرعي وقتي به عرف مردم القا شوند ، عرف از آنها طريق وكشف مىفهمد ، اين ظهور عرفى يكى از أصول ومسلّمات فقه است . ومقايسه رؤيت هلال به كسوف صحيح نيست ؛ مثلا گفته شود : همچنان كه در هر ناحية كسوف واقع شد أهل آن ناحية مأمور به صلات كسوف هستند همانگونه هم در هر أفق هلال رؤيت گشت تنها أهل آن ناحية مأمور به حكم شرعي آن مىباشند ؛ زيرا روايات به عنوان دليل وحجّت شرعي تصريح مىكند كه در هر بلد وشهري خورشيد گرفت « تنها أهل همان شهر » مأمور به صلات كسوف هستند . ادلّهء شرعيّه : اطلاق روايات گذشته دليل است بر عدم لزوم اشتراك آفاق ، پس اگر در يك شهر هلال ، رؤيت گردد براي همه شهرهاى كرهء زمين كفايت مىكند همچنين ساعتهاى قبل از رؤيت تا هنگام خروج از تحت الشعاع از ماه جديد به شمار مىرود ، در اين عرصه فرقى ميان ماه روزه وذو الحجّه وغير نيست . از اين رو اگر هلال ماه مثلا در اسپانيا رؤيت گشت نمىتوان گفت در تهران هنوز ماه جديد آغاز نشده است ، وفرقى نيست كه تهران روز باشد واسپانيا شب ويا برعكس ؛ زيرا پديده روز و