العلامة المجلسي

136

كتاب رجعت ( چهارده حديث ) ( فارسي )

[ عاقبت سپاه سفيانى ] پس در اين حال شخصي بيايد به خدمت آن حضرت كه رويش به جانب پشت [ بر ] گشته باشد وبگويد كه اى سيّد من ! منم بشير ، امر كرد مرا ملكي از ملائكة كه به خدمت تو بيايم وتو را بشارت دهم به هلاك شدن لشكر سفيانى ، پس حضرت فرمايد كه قصّهء خود را وبرادرت را براي مردم نقل كن . بشير گويد كه من وبرادرم در ميان لشكر سفيانى بوديم وخراب كرديم

--> - پيغمبر أكرم صلّى اللّه عليه وآله فرمودند : « من بعد از خود دو چيز گرانبها در بين شما مىگذارم واين دو هرگز از هم جدا نمىشوند تا اينكه آنها در حوض كوثر بر من ملحق مىشوند . » وپيامبر خدا صلّى اللّه عليه وآله در مواضع فراوانى مردم را امر فرمودند به تمسّك به اين دو حبل الهى كه آن دو ، « كتاب » و « عترت » بودند . لذا اگر شخصي قائل به تحريف شود ، لازمهء آن اين است كه دست از تمسّك به كتاب بردارد ، در حالي كه بنابر روايات مذكور وجوب تمسّك به كتاب تا روز قيامت باقي مىباشد . پس قول به تحريف به اين معنا جزما باطل است ؛ توضيح مطلب اينكه رواياتى كه دلالت مىكنند بر اقتران عترت به كتاب ، همين روايات دلالت مىكنند بر اقتران قرآن وعترت در بين مردم تا روز قيامت ، پس ناچاريم از وجود شخصي كه قرين وهمراه كتاب باشد وهمچنين ناچاريم از وجود كتابي كه قرين با عترت باشد تا اينكه اين دو در حوض كوثر بر پيغمبر داخل شوند ، تا اينكه تمسّك به اين دو نگه‌دارنده امّت باشد از گمراهى . ودليل ديگر اينكه : لازمهء قائل شدن به تحريف سقوط قرآن است از حجيّت ، پس بنابراين تمسّك به ظواهر قرآن صحيح نمىباشد . امّا در پاسخ به اين اشكال كه روايات فراوانى دال بر اين است كه مصحف أمير المؤمنين صلوات اللّه عليه غير از مصحف موجود است ؛ زيرا مشتمل بر قسمتهائى است كه در قرآن حاضر يافت نمىشود - براي آشنائى بيشتر با اين روايات به مقدّمه كتاب صافي وبرهان مراجعه فرمائيد ، براي نمونه روايتي كه در كتاب غيبت نعمانى ( صفحهء 318 ) از أمير المؤمنين صلوات اللّه عليه وارد شده كه آن حضرت فرمودند : « گويا مىبينم شيعيان را كه در مسجد كوفه خيمه‌هاى خود را بر پا كرده‌اند وياد مىدهند قرآن را به آن نحوى كه از آسمان نازل شده . . . » - جواب از اين دسته أحاديث اين است كه وجود مصحفى براي أمير المؤمنين صلوات اللّه عليه كه مغاير با قرآن موجود باشد از حيث ترتيب سور از آن مسائلي است كه در أو هيچ شك وشبهه‌اى نيست وهمچنين قرآن حضرت مشتمل بر زياداتى است كه در قرآن‌هاى موجود نمىباشد ودر عين حالي كه وجود اين زيادتى در مصحف أمير المؤمنين صلوات اللّه عليه است صحيح است ، وليكن دلالت نمىكند براينكه اين زيادات از قرآن باشند ؛ بلكه صحيح آن است كه زيادات مذكور ، تفسير آيات مىباشند به عنوان تأويل يا به عنوان تنزيل به جهت شرح مراد ومقصود خداوند متعال .