العلامة المجلسي
110
كتاب رجعت ( چهارده حديث ) ( فارسي )
تعليم آن حضرت كرد « 1 » . پس چون حضرت زكريّا نام محمّد وعلى وفاطمه وحسن صلوات اللّه عليهم أجمعين را ياد مىكرد غم أو برطرف مىشد وچون نام مبارك حضرت امام حسين عليه السّلام را ياد مىكرد گريه بر أو مستولى مىشد وضبط خود نمىتوانست كرد . روزى مناجاة كرد كه خداوندا ! چرا نام آن چهار بزرگوار را كه بر زبان مىرانم غمهاى من زايل مىشود ومسرور مىگردم ونام آن عالي مقدار را كه ذكر مىكنم غمهاى من به هيجان مىآيد ومرا از گريه طاقت نمىماند ؟ پس خداوند عالم قصّهء شهادت ومظلوميّت آن جناب را به زكريّا وحى فرمود وگفت : كهيعص : پس كاف اشاره به نام « كربلاست » . وهاء « هلاك » عترت طيّبه « 2 » سيّد أنبياء است . ويا « يزيد » است ، كه كشنده وظالم ايشان بود . وعين « عطش » وتشنگى ايشان است در آن صحرا . وصاد « صبر » ايشان است . چون زكريّا اين قصّهء دردناك را شنيد سه روز از مسجد حركت نكرد ، وكسى را نزد خود راه نداد ومشغول گريه وزارى وناله وبىقرارى شد ومرثيه بر مصيبت آن حضرت مىخواند ومىگفت : « الهى ! آيا دل بهترين خلقت را به مصيبت فرزندش به درد خواهى آورد ؟ آيا بلاى چنين مصيبتى را به ساحت عزّت أو راه خواهى داد ؟ آيا به على وفاطمه جامهء اين مصيبت را خواهى پوشانيد ؟ آيا چنين درد والمى را به منزل رفعت وجلال ايشان در خواهى آورد ؟ » بعد از اين سخنان مىگفت كه :
--> ( 1 ) . در نسخه ( م ) و ( آ ) و ( ع ) : نمود . ( 2 ) . در نسخه ( م ) و ( آ ) : عترت طاهره ، ودر نسخهء ( ع ) : عترت سيّد أنبياء .