العلامة المجلسي
111
كتاب رجعت ( چهارده حديث ) ( فارسي )
« الهى مرا فرزندى كرامت فرما كه در پيرى ديدهء من به أو روشن شود وچون چنين فرزندى كرامت فرمايى مرا فريفتهء محبّت أو گردان ، پس چنين كن كه دل من در مصيبت آن فرزند چنان به درد آيد كه دل محمّد حبيب تو براي فرزندش به درد خواهد آمد . » پس خدا يحيى را [ به أو ] « 1 » كرامت فرمود ومانند حضرت امام حسين به شهادت فايز گرديد وحضرت يحيى شش ماه در شكم مادر بود وحمل حضرت امام حسين صلوات اللّه عليه نيز شش ماه بود . « 2 »
--> ( 1 ) . زيادة از نسخه ( م ) و ( ع ) . ( 2 ) . در أحاديث وارد شده است كه : پادشاهى بود در زمان حضرت يحيى عليه السّلام كه با زنان بسيارى كه داشت ، به آنها اكتفا نمىكرد وبا زن زناكارى از بني إسرائيل زنا مىكرد تا آن زن پير شد ، وچون آن پير شد دختر خود را براي پادشاه زينت كرد وبه دختر گفت : مىخواهم كه تو را براي پادشاه ببرم زماني كه پادشاه با تو نزديكى كرد واز تو پرسيد : چه حاجت دارى ؟ بگو : حاجت من آن است كه يحيى پسر زكريا را بكشى . چون دختر را به نزد پادشاه برد وبا أو مقاربت كرد از أو پرسيد : چه حاجت دارى ؟ گفت : كشتن يحيى . تا سه مرتبه از أو پرسيد ودر هر سه مرتبه اين جواب را گفت . پس طشتى از طلا طلبيد ويحيى عليه السّلام را حاضر كرد وسر مباركش را ميان آن طشت بريد وچون خون آن حضرت را بر زمين ريختند به جوش آمد ، وهرچند خاك بر آن خون مىريختند خون مىجوشيد وبه روى مىآمد تا آنكه تلّ عظيمى شد . وچون آن قرن منقرض شد وبخت النصر بر بني إسرائيل مسلط شد ، از سبب جوشيدن آن خون پرسيد ، هيچ كس آن را ندانست وگفتند : مرد پيرى هست أو مىداند ، چون أو را طلبيد واز أو پرسيد ، أو از پدر وجدّ خود قصهء حضرت يحيى عليه السّلام را نقل كرد وگفت : اين خون اوست كه مىجوشد ! پس بخت النصر گفت : هر آينه آنقدر از بني إسرائيل بكشم كه اين خون از جوشيدن باز ايستد ، پس به انتقام آن خون هفتاد هزار كس را كشت تا خون از جوشيدن ايستاد . ( قصص الأنبياء راوندى / 217 ) ونيز به سند معتبر از امام زين العابدين عليه السّلام منقول است كه آن حضرت فرمودند : « با پدرم امام حسين عليه السّلام چون به كربلا مىرفتيم در هيچ منزل فرود نمىآمديم وبار نمىكرديم مگر آنكه آن حضرت يادى از حضرت يحيى عليه السّلام مىكردند ، وروزى فرمودند : از پستى وبي قدرى دنيا نزد خدا ، آن بود كه سر يحيى بن زكريّا عليه السّلام را براي فاحشهاى از فاحشههاى بني إسرائيل به هديه فرستادند . ( ارشاد شيخ مفيد 2 / 132 ، ومجمع البيان 3 / 504 )