العلامة المجلسي
105
كتاب رجعت ( چهارده حديث ) ( فارسي )
كه ] من دست طاهر خود را كه از جميع گناهان پاك است دراز كنم به سوى مالهاى حرام وهديههاى رجس وباطل ! پس حضرت صاحب عليه السّلام فرمود كه اى پسر إسحاق بيرون آور آنچه در هميان است تا ما حلال وحرام را از هم جدا كنيم . « 1 » إسحاق يك كيسه را بيرون آورد حضرت صاحب صلوات اللّه عليه فرمود كه اين [ اشرفى ] « 2 » از فلان است كه در فلان محلّه قم مىباشد وشصت ودو اشرفى در اين كيسه است ، چهل وپنج دينارش از قيمت ملكي است كه از پدر به أو ميراث رسيده بود وفروخته است وچهارده دينارش قيمت هفت « 3 » جامه است كه فرستاده « 4 » است واز كرايهء دكان سه دينار است . حضرت امام حسن عليه السّلام فرمود كه راست گفتى اى فرزند ، بگو كه چه چيز در اين ميان حرام است تا بيرون كند . فرمود كه در اين ميان يك اشرفى هست به سكّهء رى ، كه با تاريخ فلان زدهاند وتاريخش بر آن نقش است ونصف نقشش محو شده است ويك دينار مقراض شده ناقصى هست كه يك دانگ ونيم است وحرام در اين كيسه همين دو دينار است ؛ ووجه حرمتش اين است كه صاحب اين كيسه در فلان سال ودر فلان ماه آن را نزد جولايى كه از همسايگانش بود مقدار يك من ونيم ريسمان بود « 5 » ومدّتى بر اين گذشت ودزد آن را ربود وآن مرد چون گفت كه اين را دزد برد تصديقش نكرد وتاوان از أو گرفت ريسمانى باريكتر از آنكه دزد برده بود به همان وزن داد كه آن را بافتند وفروخت واين دو دينار از قيمت آن جامه « 6 » است وحرام است .
--> ( 1 ) . در نسخهء ( م ) و ( ع ) : كنم . ( 2 ) . زيادة از نسخهء ( م ) . ( 3 ) . در مصدر : قيمت نه جامه است . ( 4 ) . در نسخهء ( م ) و ( آ ) و ( ع ) : فروخته . ( 5 ) . در مصدر : يك من ربع . ( 6 ) . در نسخهء ( ع ) : دو دينار .