العلامة المجلسي
103
كتاب رجعت ( چهارده حديث ) ( فارسي )
سخن جوابها گفتم وساكت نشد . پس گفت كه اى گروه روافض ! شما مىگوئيد كه عمر وأبا بكر منافق بودند وحكايت شب عقبه ودبّهها انداختن را دليل خود مىآوريد ، « 1 » بگو كه اسلام ايشان از روى طوع ورغبت بود يا از روى اكراه ؟ ! [ با خود ] « 2 » فكر كردم كه اگر گويم كه از طوع ورغبت بود خواهد گفت كه پس نفاق چه معنى دارد ؟ « 3 » واگر گويم كه از اكراه وجبر بود خواهد گفت كه در مكّه جبري نبود واسلام قوّتى نداشت كه مردم مجبور شوند . از جواب أو ساكت شدم ودلگير برگشتم . وطومارى نوشتم مشتمل بر زيادة از چهل سؤال از مسائل مشكله واين دو مسأله را درج كردم كه به خدمت حضرت « امام حسن عسكرى صلوات اللّه
--> - پس معلوم مىشود كه آن حضرت أو را با خود نبرده بلكه أو بىاجازه به حضرت پيوسته واز وسط راه با آن حضرت رفته است . همچنين در اخبار ديگر از علماى أهل سنت رسيده است كه بردن أبو بكر تصادفى واز خوف فتنه وخبر دادن به دشمنان بوده . ( مراجعه شود به النور والبرهان ابن صبّاغ ) ( 1 ) . أكابر علماى فريقين نوشتهاند كه در مراجعت از غزوهء تبوك چهارده نفر از منافقين - كه بنابراين حديث دو نفر از آنها عمر وأبو بكر بودهاند - تصميم محرمانه به قتل رسول أكرم صلّى اللّه عليه وآله گرفتند ؛ در محلّى در بطن عقبه كه آن راه باريكى در دامنهء كوه بود به گونهاى كه فقط يكى يكى بايد عبور نمايند . پيش از آنكه بخواهند تصميم خود را عملي نمايند ، جبرئيل رسول خدا را خبر داد ، آن حضرت حذيفهء نخعى را فرستادند در دامنه كوه تا پنهان گردد وقتي آن عدّه آمدند وبأهم حرف زدند ، همه را شناخت ؛ هفت نفر آنها از بنى اميّه بودند . حذيفة خود را به آن حضرت رسانيد وآنها را معرّفى نمود . حضرت فرمودند : رازدار باش خدا نگهدار ما است . اوّل شب حضرت مقدّم بر اردو حركت نمود ، عمّار ياسر مهار شتر حضرت را گرفت وحذيفة شتر را از عقب مىراند ، وقتي به راه باريك رسيدند آنها دبّههاى خود را پر از ريگ كرده ( يا شيشههاى پر از روغن ) با فرياد مقابل شتر پرتاب نمودند تا آنكه شتر پس از رميدن حضرت را به درّهء عميق پرتاب كند ، ولى خداى تعالى آن حضرت را حفظ فرمود وآنها متوارى شدند ودر جمعيّت خود را پنهان نمودند . ( دلائل النّبوة 5 / 256 ، والبداية والنّهاية 5 / 19 از المصنّف ابن أبي شيبه ونيز أحمد بن حنبل در آخر مجلّد پنجم مسند خود اين مطلب را نقل كرده است ) ( 2 ) . زيادة از نسخهء ( م ) و ( ع ) . ( 3 ) . در نسخهء ( م ) و ( ع ) عبارت : ( كه اگر گويم . . . چه معنى دارد ) ندارد .