الشيخ الطوسي ( مترجم : عزيزي )

227

الغيبة ( فارسي )

--> - بلكه مىگوييم : وقتي كه پيامبر أكرم صلّى اللّه عليه واله در غار مخفى شدند براي أمير المؤمنين ظاهر بود وهمراه على بوده واين براي أمير مؤمنان لطف الهى بود ، وامكان ندارد كه علي عليه السّلام را در اختفاى رسول خدا مقصر دانست . پس حقّ اين است كه در جواب مستشكل گفته شود : لطف وقتي مشتمل بر مفسده‌اى نباشد شرط در تكليف است وما مىدانيم وقتي كه خداوند تبارك وتعالى در هنگام ارتكاب معاصي توسط گنهكاران علامت رسواكننده‌اى بر آن‌ها ظاهر كند مثلا صورت آن‌ها را سياه كند ، اين عمل آن‌ها را به طاعت نزديك واز معصيت كردن دورشان مىكند . لكن چون اين عمل مشتمل بر مفسده كثيره‌اى است [ از جمله رفتن آبروى مردم وأمثال اين ] خداوند اين كار را انجام نداد . به همين ترتيب امكان دارد كه ظهور امام عليه السّلام براي كساني كه اقرار به ولايت ايشان كرده‌اند مشتمل بر مفسده عظيمه‌اى بوده وموجب درماندگى وبه سختى افتادن ايشان باشد ، پس ظهور حضرت در اين أحوال براي مؤمنين به ايشان لطف نيست . وآنچه كه شيخ رحمه اللّه ذكر فرموده‌اند مبنى بر اين‌كه تكليف در صورت فقدان لطف همانند تكليف با فقدان وسيله انجام آن است ، بر فرض كه اين مطلب را بپذيريم وقتي اين حرف تمام است و [ ظهور امام ] لطف است كه مفاسدى كه مانع از اين لطف هستند برطرف شده باشند . حاصل كلام اين‌كه پس از اثبات حسن وقبح عقلي واين‌كه عقل حكم مىكند به اين‌كه لطف بر خداوند تبارك وتعالى واجب است واين‌كه وجود امام به اتفاق واجماع جميع عقلا لطف خداوند است وكه اين مصلحت در وجود داشتن امام است كه مردم را به صلاح دعوت كرده واز فساد منع فرمايد واين‌كه وجود مبارك آن حضرت بهترين مصلحت بندگان ، نزديك‌تر به أطاعت خداست واين‌كه مىبايست معصوم باشد واين‌كه عصمت فقط از ناحية بارىتعالى دانسته مىشود واين‌كه بر عدم عصمت غير امام زمان عليه السّلام اجماع واقع شده است ، وجود مبارك حضرت عليه السّلام ثابت مىشود امّا غيبت ايشان از مخالفين ، روشن است كه به تقصير خود آن‌ها مربوط مىشود . وامّا غيبت حضرت از كساني كه به ولايتشان اقرار كرده‌اند ؛ ممكن است بعضي از ايشان مقصر باشند وبعضي ديگر با وجود عدم تقصيرشان از بعضي از فوايد كه به ظهور حضرت مترتب است به خاطر مفسده‌اى كه از جهت مخالفين متوجّه آنان است ممنوع شده‌اند ويا اين‌كه به خاطر مصلحتى باشد كه در غيبت براي ايشان وجود دارد . به اين‌كه [ مثلا ] با وجود اين‌كه حضرت از ايشان مخفى بوده وشبهاتى پيرامون حضرت وجود داشته ومشقات فراوانى [ كه به خاطر غايب بودن حضرت ] متحمّل مىشوند ، به آن حضرت ايمان داشته باشند واين‌ها بالاترين پاداش وثواب را خواهند داشت . علاوة بر اين رسيدن فوايد وبركات وجودي امام وهدايت‌هاى ايشان منحصر ومتوقف بر ظاهر شدن حضرت به گونه‌اى كه شناخته شوند نيست . بنابراين ممكن است الطاف زيادى از ايشان به بسيارى از شيعيان برسد وآن‌ها حضرت را نشناسند چنان‌كه از خود حضرت است كه « غائب بودن ايشان مثل خورشيد پشت ابرهاست . » بعلاوة تمام اين مسائل