الشيخ الطوسي ( مترجم : عزيزي )
15
الغيبة ( فارسي )
بعلاوة تمام شعارها وكتيبههايى كه شيعيان بر ديوارها ودروازههاى كرخ نوشته بودند ؛ مانند : محمّد وعلى خير البشر را به دستور أو محو كردند . سپس مداحان أهل سنّت ، وارد كرخ شده وبا صداى بلند اشعارى در مدح خلفاى غاصب قرائت مىكردند تا به اين وسيله احساسات شيعيان را تحريك كنند كه البتة موفق به اين عمل نشدند . سپس يكى از بزرگان وبازرگانان معروف شيعه « أبو عبد اللّه جلاب » را به جرم غلو در تشيع به قتل رسانيدند وبر در مغازهاش بر دار آويختند . پس از اين اعمال مغرضانه ، متوجه خانه شيخ كه بزرگ شيعيان بود شدند وچون به وى دسترسى پيدا نكردند كليه دارايى ايشان را به غارت بردند وكتابها وكرسي تدريس أو را به محله كرخ وجلوى مسجد نصر آورده ، سه پرچم سفيد را كه در قديم شيعيان هنگام زيارة امام علي عليه السّلام با خود حمل مىكردند را روى آنها نهاده وهمه را يكجا به آتش كشيدند . البتة متعرضين ، به اين اعمال بسنده نكردند بلكه يك سال بعد كتابخانه شاهپور بن اردشير وزير بهاء الدولة ديلمى كه مردى دانشمند وشيعهاى راسخ وخالص بود را با ده هزار وچهارصد جلد كتاب نفيس وبىنظير به همراه يكصد قرآن مجيد طعمه حريق كردند . هجرت شيخ به نجف در مدت أقامت شيخ در بغداد ، برخوردهاى پراكنده وگاه عمومى بين اكثريت سنى واقليت شيعه رخ مىداد وشيخ طوسي با نهايت متانت وبردبارى با آنها برخورد مىكرد ودر عين حال سخت مشغول تحصيل ، تدريس ونوشتن كتاب بود . ولى سرانجام صبر آن مرد خدا به سر آمده وبه سوى حريم مقدّس مولاي متقيان أمير مؤمنان علي عليه السّلام هجرت كرد كه تا به امروز شيعه از نعم وبركات اين هجرت متنعم است .