الفيض الكاشاني

17

نقد الأصول الفقهية

تضعيف نسبت اخبارى به فيض كاشاني در مقام تضعيف نسبت اخبارى به فيض ، لازم است نخست اشكالات خواجوئى بر فيض را تضعيف كرده سپس هماهنگى نظرات عمدهء أصولي فيض با ديگر اصوليين را بررسى نمود . 1 - تضعيف اشكالات خواجوئى : اشكال خواجوئى در شرح خود بر مبحث أصولي فيض در رسالهء مذكور در دو جهت ذيل است . جهت اوّل : انحصار ادلّه شرعيّه توسط فيض در 5 دليل : كلام اللّه ، كلام رسول خدا ( ص ) ، كلام ائمهء معصومين ، اجماع ووجوه عقلية . واين اصطلاح جديد است ومنطبق بر مذاهب عامّه وخاصّه نيست . چرا كه عامّه ادلّهء شرعيه را در 5 دليل : كتاب ، سنّت اجماع ، قياس واستدلال منحصر كرده وخاصّه نيز ادلّه شرعيه را در 4 دليل : كتاب ، سنّت ، اجماع ودليل عقل دانسته‌اند . جهت دوم : خواجوئى ، مراد فيض از وجوه عقليّه را چيزى دانسته كه اماميه آن را دليل عقل وأهل سنّت آن را استدلال ناميده ومراد از آن هم چيزى است كه نه نص باشد ونه اجماع ونه قياس . در تضعيف اين دو جهت مىگوييم : اوّلا : فيض در مقدمهء كتاب أصولي خود يعنى همين كتاب نقد الأصول ، ادلّه شرعيّه تفصيليّه را به صراحت همان 4 دليل اماميّه يعنى كتاب ، سنّت ، اجماع ودليل عقل ذكر كرده . بنابراين اصطلاح جديد ايشان - قدّس سرّه - در مقدمهء رساله‌اش در وجوب عيني نماز جمعه قابل تطبيق وتفسير بر ادلّهء چهارگانه اماميه است . ثانيا : منظور فيض از وجوه عقلية ( مذكور در آن رساله ) از همين كتاب نقد الأصول ايشان به خوبى روشن مىشود آنجا كه در مبحث ادلّه عقل ، عناوين مورد بحث اصوليين اماميّه از برائت ، استصحاب ، أصل اباحه وصحت وطهارت ، قياس ، استقراء واحتياط را بررسى كرده است . وفيض اگرچه در مباحث ادلّهء عقل بر خلاف أكثر اصوليين اماميّه وهمانند سيّد مرتضى استصحاب را حجّت ندانسته ، لكن همچون محقّق حلّى قياس منصوص‌العله‌اى را كه دلالتى بر سقوط اعتبار ما عداى علّت در بين باشد ، حجت دانسته است . همچنين بر خلاف اخباريين احتياط را امرى واجب بيان نكرده وآيات ورواياتى را در عدم وجوب احتياط ذكر كرده ؛ ودر آخر به جهت جمع بين هر دو طايفه از روايات ، قول به استحباب احتياط را موجّه دانسته است . 2 - هماهنگى نظرات أصولي فيض با ديگر اصوليين : با بررسى مباحث فيض در كتاب نقد الأصول شواهد متعدّدى در تضعيف نسبت اخبارى به فيض قابل مشاهده بوده واز جملهء آن چنين است . اوّلا : نگارش اين كتاب چندان نزديك وشبيه به سبك نگارش كتاب معالم الأصول است كه مىتوان گفت : فيض با بهرهء فراوان جستن از أستاذ باواسطه‌اش در أصول فقه يعنى صاحب معالم