الفيض الكاشاني
18
نقد الأصول الفقهية
( به واسطهء فرزند صاحب معالم ) وبا إفادات شيخ بدون واسطهاش يعنى فرزند صاحب معالم ، كتاب خود در أصول فقه را تدوين وتنظيم نموده ، اگرچه در مواضع محدودى از اين كتاب از إفادات شيخ وأستاذ اخبارى مسلك خود سيّد ماجد بحراني بىبهره نبوده است . ثانيا : در مباحث مختلفي از همين كتاب ، نظر فيض مطابق با نظر مشهور اصوليين اماميّه است . وفقط در مواضع محدود همچون جواز تقليد مجتهد ميّت حكمي نزديك ومشابه حكم اخباريين دارد . ودر مجموع اگرچه گرايش فيض به مسلك اخباريين وتأثّر وى از استادش سيّد ماجد بحراني اخبارى را نمىتوان به كلّى ناديده گرفت ، لكن به شهادت مواضع متعدّدى از كتاب « نقد الأصول » تأثّر ايشان از صاحب معالم وفرزند صاحب معالم - حدّ أقل در أوان جوانى وزمان نگارش اين كتاب - از قوّت بيشترى برخوردار بوده تا آنجا كه اين تأثّر قوىتر ، چهرهء فيض را به عنوان يك مجتهد أصولي نمايانتر جلوه مىدهد . نقد الأصول وشيوهء نگارش آن نقد الأصول الفقهية مشتمل بر خلاصهء مباحث أصول فقه ، از اوّلين تأليفات فيض كاشاني در اين علم بوده كه آن را در ايّام جوانى ( در سن 27 سالگى ) تأليف نموده ، ومادّه تاريخ تأليف را در عبارت پايانى كتاب عبارت « وكمل نقد الأصول الفقهية » قرار داده كه با محاسبهء آن به حساب جمّل سال 1034 ق . مىباشد . فيض ، مباحث اين كتاب را در يك مقدمه وخاتمه وأركان سهگانه : مباحث ادلّه شرعيّه ، مباحث مشتركات كتاب وسنّت ، مباحث اجتهاد وتقليد مرتب نموده ، ومطالب هر ركن در چند أصل بيان گرديده كه مجموع أصول كتاب ، 70 أصل مىباشد . علاوة بر مطالبى كه تحت عنوان « أصل » آمده ، مطالب ديگرى با عناوين : تنبيه ، تذنيب وتفريع ذكر شده . در بررسى عناوين كتاب مىتوان چنين گفت : مطالبى كه تحت عنوان « أصل » آمده همان مباحث اساسى علم أصول است كه مورد بحث ديگر اصوليين نيز در كتابهاى خود بوده است . در ذيل عناوين « تنبيه » و « تذنيب » مطالب مرتبط با همان أصل - وبه تبع وبه دنبال آن - مورد بحث قرار گرفته ، ودر ذيل عنوان « تفريع » نيز مسائل فقهى كه استنباط آن مسائل متوقف بر توجّه ودرك آن أصل بوده بيان شده است . با تطبيق همهجانبهء كتاب نقد الأصول با ديگر كتابهاى تأليفشده در علم أصول چنين به نظر مىرسد كه شيوهء نگارش اين كتاب چه از لحاظ صوري وچه از لحاظ محتوايى شباهت زيادى به شيوهء نگارش « معالم الأصول » شيخ حسن بن زين الدّين شهيد ثاني دارد . در مواضع مختلفي از كتاب هم از صاحب معالم با تعبيرهايى همچون : بعض محقّق المتأخّرين ، بعض الفضلاء ، بعض المحقّقين وحتّى