أحمد الرحماني الهمداني
6
الإمام علي بن أبي طالب ( ع ) ( فارسي )
روح احكام متعالي اسلام را مسموم وهلاك نمودند وهم از اسلام پيكر مرده اى ساختند كه با داشتن همه اعضا وجوارح قادر به انجام هيچ گونه كار وحركتي نباشد . وغم انگيزتر آن كه دست تواناى مصلح ومعلم ومبين شريعت را از مسند هدايت در موضع خلافت كوتاه نمودند تا بتوانند خود با همه سياهى وتباهى بر كرسي امارت تكيه زنند . از اين رو سيماى شمس منير خليفة اللهى حضرت مولى الكونين از ستم سقيفة مشؤوم در هاله اى از مظلوميت قرار گرفت وحضرتش ، معصومانه به انزوا كشانيده شد . غربتي آنچنان غم فزا كه حديث قلب مغموم ، به دل چاه مى فرمود وحرمان اين كوتاهى دستها وبعد انسانها از آن منبع فيض يزدانى ، كنون وتا وقت ظهور ممتد است . سخن گفتن از مقام عظماى حجت مطلقه الهى ، احدى را نسزد به قسمي كه رسول خاتم صلى الله عليه وآله وسلم فرمود : ( تو را نشناخت احدى ، مگر خدا ومن . واگر نبود كه درباره ات همچون عيسى عليه السلام غلو مى نمودند حديثي در فضل ومنقبت تو مى گفتم كه مردمان با شنيدن آن خاك قدومت را به جهت شفا وتبرك ببرند وتوتياى ديدگان خود كنند . ) ولى به مقتضاى : آب دريا را اگر نتوان كشيد * پس به قدر تشنگى بايد چشيد زهى سعادت وافتخار تا از اين پهن دشت عظيم واقيانوس فياض وبي منتهى سرانگشتى تر شود ، هر چند كه اين عقيدة در باور است كه : حديث فضل تو را آب بحر كافى نيست * كه تر كنم سرانگشت وصفحه بشمارم وبا توجه به گستردگى فوق تصور وخارج از وهم وخيال شخصيت والاي أمير مؤمنان حضرت علي عليه السلام - كه نمونه كوچكى از آن در كتاب المناقب جلوه گر است با آن كه مؤلف آن ( محمد بن شهرآشوب مازندرانى ) هنگام تأليف ، نزديك به 1000 كتاب به نام مناقب در كتاب خانه خود داشته است واين نمونه ، مشتى از هزاران هزار خروار است - در حيطه وسع محدود اين كتاب مى توان مناقب بي پايان آن امام همام را در سه بخش كلى برشمرد : 1 - يك بخش مربوط است به نصوصى كه درباره خلافت وامامت آن حضرت وارد شده ودر خلال آن از فضايل بي شمار آن امام سخن به ميان آمده ، نظير حديث برادرى ، حديث نصرت ، حديث ولايت ، حديث وصايت ، حديث منزلت ، حديث ثقلين ، حديث سفينة و . . . 2 - بخش ديگر درباره فضايل شخصي وخصائل ذاتي وكمالات روحي وعلو مرتبت آن