جمعى از علما

618

جامع المقدمات ( جامعه مدرسين ) ( فارسي )

لكن جزئي إضافي كلّى ديگر باشد ، چون « انسان » قياس به حيوان . فصل : [ قياس كلّى با حقيقت افراد ] چون كلّى را قياس كنيم با حقيقت افراد ، يا تمام حقيقت افراد خود است يا جزء حقيقت افراد خود يا خارج حقيقت افراد خود ، اگر تمام حقيقت افراد خود باشد آن را نوع حقيقي خوانند ؛ چون انسان كه تمام حقيقت زيد وعمرو وبكر است كه ايشان را از يكديگر امتيازى نيست إلّا به عوارض مشخّصهء معيّنه كه در ماهيّت وحقيقت ايشان مدخل ندارد وچون نوع حقيقي ، تمام ماهيّت افراد است پس افراد وى متّفق الحقيقة باشند كه هرگاه از فرد وى يا از افراد وى بما هو سؤال كنند آن نوع در جواب مقول مىشود پس نوع كلّى باشد كه مقول شود به أمور متّفقة الحقيقة در جواب ما هو ، مثلا هرگاه گويند ما زيد وعمرو وبكر جواب ، انسان باشد . وآن كلّى كه جزء حقيقت افراد خود باشد آنرا ذاتي گويند ، واين منحصر است در جنس وفصل ، زيراكه آن جزء حقيقت افراد ، اگر تمام مشترك باشد ميان آن حقيقت وحقيقت ديگر ، آن را جنس خوانند ومراد به تمام مشترك آن است كه ميان آن دو حقيقت ، هيچ جزء مشترك ، خارج از آن نباشد ، چون حيوان كه تمام مشترك است ميان حقيقت انسان وحقيقت فرس زيراكه انسان وفرس با يكديگر مشتركند در ذاتيّات بسيار ، چون جوهر وقابل ابعاد ثلاثة ونامى وحسّاس ومتحرّك بالإرادة ، وحيوان عبارت از اين مجموع است ، وچون جنس ، تمام مشترك باشد ميان أمور مختلفة الحقايق پس هرگاه از اين مختلفة الحقايق بما هو سؤال كنند ، جنس در جواب مقول شود