جمعى از علما

617

جامع المقدمات ( جامعه مدرسين ) ( فارسي )

دلالت نكند بالذات ، چون تمنّى وترجّى وتعجّب ونداء ومانند آن واين قسم از معناى انشاء ، در محاورات معتبر است . وغير تامّ آن است كه بر وى سكوت صحيح نباشد واين قسم منقسم مىشود به تركيب تقييدى كه جزء ثاني در وى قيد جزء اوّل باشد ، خواه به اضافه چون « غلام زيد » وخواه به وصف چون « حيوان ناطق » ( واين عمده است در باب تصوّرات ) وتركيب غير تقييدى آن است كه در وى جزء دوّم قيد اوّل نباشد ، چون في الدار وخمسة عشر . فصل : [ تصور وتصديق وارتباط آن با ادراك معاني ألفاظ ] ادراك معاني ألفاظ مفرده وادراك معاني مركّبات غير تامّه وادراك معاني مركّبات تامّه انشائيّه مجموع تصوّر باشد . وادراك معاني خبر وقضيّه تصديق باشد . اين است مباحث ألفاظ چنانكه مناسب اين مقام است . وچون تصديق موقوف بود بر دانستن تصوّرات از اين جهت بيان أحوال تصوّرات را مقدّم داشتيم بر تصديقات . فصل : [ جزيى وكلى ] هرچه در ذهن متصوّر شود ، اگر نفس تصوّر وى مانع باشد از وقوع شركت بين كثيرين ، آن را جزئي حقيقي خوانند چون زيد . واگر نفس تصوّر وى مانع نباشد از وقوع شركت بين كثيرين ، آن را كلّى خوانند چون مفهوم انسان . وهريك از اين كثيرين را فرد آن كلّى خوانند وجزئي إضافي وى نيز خوانند . وجزئي إضافي شايد كه جزئي حقيقي باشد چون « زيد » قياس به انسان ، وشايد كه كلّى باشد في نفسه و