جمعى از علما
48
جامع المقدمات ( جامعه مدرسين ) ( فارسي )
المستقبل » يعنى نفى خبر دادن بواقع نشدن فعل است در زمان مستقبل بلفظ مستقبل ، چون : لا يضرب يعنى نمىزند أو . استفهام در لغت ، طلب فهم كردن را گويند . ودر اصطلاح « الاستفهام هو طلب المتكلّم من المخاطب فهم الفعل » يعنى : استفهام ، طلب كردن متكلم است از مخاطب ، فهميدن فعل را چون : هل يضرب ، يعنى آيا مىزند أو ؟ [ افعال واسم فاعل واسم مفعول وصيغه وطرز ساخت آنها ] [ ماضي ] واز ماضي چهارده وجه بازمىگردد : شش مغايب را بود ، وشش مخاطب را ، ودو حكايت نفس متكلّم را . آن شش كه مغايب را بود : سه مذكّر را بود وسه مؤنّث را . آن سه كه مذكّر را بود : ضرب ، ضربا ، ضربوا . ضرب : يعنى زد أو يك مرد غايب در زمان گذشته . صيغهء مفرد مذكّر غايب است از فعل ماضي صحيح وثلاثي ومجرّد ومعلوم . ضرب در أصل الضّرب بود ( مصدر بود ) خواستيم كه فعل بنا كنيم ، الف ولام مصدري را از اولش انداختيم وراء وباء را فتحه داديم ضرب شد بر وزن فعل . ضاد ، فاء الفعل ، راء ، عين الفعل ، باء ، لام الفعل . ضمير هو در أو مستتر است به استتار جايزى ، محلّا مرفوع است تا فاعلش بوده باشد .