جمعى از علما
42
جامع المقدمات ( جامعه مدرسين ) ( فارسي )
يضربن ، وآن شش كه مخاطب را بود : سه مذكّر را بود وسه مؤنّث را ، آن سه كه مذكّر را بود : تضرب ، تضربان ، تضربون وآن سه كه مؤنّث را بود : تضربين ، تضربان ، تضربن ، وآن دو كه حكايت نفس متكلّم را بود : أضرب ، نضرب . واز اسم فاعل شش وجه بازمىگردد : سه مذكّر را بود وسه مؤنّث را ، آن سه كه مذكّر را بود : ضارب ، ضاربان ، ضاربون ، وآن سه كه مؤنّث را بود : ضاربة ، ضاربتان ، ضاربات . واز اسم مفعول نيز شش وجه بازمىگردد : سه مذكّر را بود وسه مؤنّث را ، آن سه كه مذكّر را بود : مضروب ، مضروبان ، مضروبون ، وآن سه كه مؤنّث را بود : مضروبة ، مضروبتان ، مضروبات . واز فعل امر نيز چهارده وجه بازمىگردد : شش مغايب را بود وشش مخاطب را ودو حكايت نفس متكلّم را ، آن شش كه مغايب را بود : سه مذكّر را بود وسه مؤنّث را ، آن سه كه مذكّر را بود : ليضرب ، ليضربا ، ليضربوا ، وآن سه كه مؤنّث را بود : لتضرب ، لتضربا ، ليضربن ، وآن شش كه مخاطب را بود : سه مذكّر را بود وسه مؤنّث را ، آن سه كه مذكر را بود : اضرب ، اضربا ، اضربوا ، وآن سه كه مؤنّث را بود : اضربى ، اضربا ، اضربن ، وآن دو كه حكايت نفس متكلّم را بود : لأضرب ، لنضرب . واز نهى نيز چهارده وجه بازمىگردد : شش مغايب را بود وشش مخاطب را ودو حكايت نفس متكلّم را ، آن شش كه مغايب را بود : سه مذكّر را بود وسه مؤنّث را ، آن سه كه مذكّر را بود : لا يضرب ، لا يضربا ، لا يضربوا ، وآن سه كه مؤنّث را بود : لا تضرب ، لا تضربا ، لا يضربن . وآن شش كه مخاطب را بود : سه مذكّر را بود وسه مؤنّث