جمعى از علما
43
جامع المقدمات ( جامعه مدرسين ) ( فارسي )
را ، آن سه كه مذكّر را بود : لا تضرب ، لا تضربا ، لا تضربوا ، وآن سه كه مؤنّث را بود : لا تضربي ، لا تضربا ، لا تضربن ، وآن دو كه حكايت نفس متكلّم را بود : لا أضرب ، لا نضرب . واز جحد نيز چهارده وجه بازمىگردد : شش مغايب را بود وشش مخاطب را ودو حكايت نفس متكلّم را ، آن شش كه مغايب را بود : سه مذكّر را بود وسه مؤنّث را ، آن سه كه مذكّر را بود : لم يضرب ، لم يضربا ، لم يضربوا ، وآن سه كه مؤنّث را بود : لم تضرب ، لم تضربا ، لم يضربن ، وآن شش كه مخاطب را بود : سه مذكّر را بود وسه مؤنّث را ، آن سه كه مذكّر را بود : لم تضرب ، لم تضربا ، لم تضربوا ، وآن سه كه مؤنّث را بود : لم تضربي ، لم تضربا ، لم تضربن ، وآن دو كه حكايت نفس متكلّم را بود : لم أضرب ، لم نضرب . واز نفى نيز چهارده وجه بازمىگردد : شش مغايب را بود وشش مخاطب را ودو حكايت نفس متكلّم را ، آن شش كه مغايب را بود : سه مذكّر را بود وسه مؤنّث را ، آن سه كه مذكّر را بود : لا يضرب ، لا يضربان ، لا يضربون ، وآن سه كه مؤنّث را بود : لا تضرب ، لا تضربان ، لا يضربن ، وآن شش كه مخاطب را بود : سه مذكّر را بود وسه مؤنّث را ، آن سه كه مذكّر را بود : لا تضرب ، لا تضربان ، لا تضربون ، وآن سه كه مؤنّث را بود : لا تضربين ، لا تضربان ، لا تضربن ، وآن دو كه حكايت نفس متكلّم را بود : لا أضرب ، لا نضرب . واز استفهام نيز چهارده وجه بازمىگردد : شش مغايب را بود وشش مخاطب را ودو حكايت نفس متكلّم را ، آن شش كه مغايب را