ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )

31

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )

مىنگرد ، يعنى آنها را بهتر از خود ببيند زيرا خاتمه و سرانجام امور را نمىداند ، و از سوى ديگر به مردم از جهت بريدن طمع در طلب منزلت در دل آنها همان گونه بنگرد كه به چار پايان مىنگرد ، زيرا كه التفات و باكى ندارد كه حيوانات چگونه به او مىنگرند ، و بنابر اين خود را براى انها نمىآرايد ، كه شبان گله غرضش نگهبانى و پاسدارى رمه و دفع گرگ از آنهاست ، بدون توجه به اينكه چارپايان به ديده مدح و ثنا به او بنگرند . مطلب ديگر آنكه : اگر واعظ به اين كيد و مكر شيطان پى برد و به خود پرداخت و اندرز گوئى به ديگران را رها كرد ، يا با رعايت شرط صدق و اخلاص گفتن پند و نصيحت را عهده دار شد ، بايد بداند كه در گريز از غرور بيم اعجاب به خود هست ، و اين اعجاب به خود در فرار از غرور و فريفتگى نهايت غرور و فريب خوردن است و از هر گناهى بزرگتر و كشنده تر است ، و از اين رو شيطان گفت : « اى فرزند آدم هر گاه به عمل خود گمان كنى كه از من خلاصى يافتى به جهل خود در دامهاى من گرفتار آمدى » . و اما اگر عجب و خودبينى را از خويشتن دفع كرد ، و دانست كه اين از جانب خداى تعالى است نه از او ، و مثل او نمىتواند جز به توفيق خداوند شيطان را دفع كند ، و چنان ضعيف و عاجز است كه اصلا بر كارى [ به استقلال ] توانائى ندارد تا چه رسد به دفع شيطان ، باز بيم غرور به فضل خدا و اطمينان و وثوق به كرم او و ايمن بودن از مكر او درباره وى هست ، تا آنجا كه پندارد كه اين شيوه و روش در آينده نيز باقى خواهد بود . و شكَّى نيست كه كسى كه خود را از مكر خداوند ايمن مىداند زيانكار و مغرور است . پس راه نجات بعد از تهذيب نفس و پاكى قصد و نيّت و بريدن از دنيا و لذّات آن ، اين است كه اين همه را از فضل خدا بداند و در هر لحظه بر خويشتن از سلب اين حالت بيمناك باشد ، و هود را از مكر خداوند ايمن نينگارد ، و از خطر سرانجام و خاتمه غافل نماند . و اين خطرى است كه گريز و رهائى از آن نيست و ترسى است كه نجات و خلاصى از آن نيست مگر به گذشتن از صراط و دخول به بهشت . و از اين رو چون شيطان براى بعضى از اولياء بهنگام جان كندن - در دم آخر - پديدار شود مىگويد : « فلانى آيا از من خلاصى يافتى » ، و مىگويد : « نه بعيد است » .