ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )
24
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )
اخلاق و آراسته شدن به فضائل ملكات است ، و از مراقبت جوارح و نگاهداشت آنها از معاصى و واداشتن آنها به طاعات ، باز مىمانند . و بعضى ، علاوه بر فنّ معاملات علم عبادات را نيز فرا مىگيرند ، بلكه در همه علوم شرعى تعمّق مىكنند و به آنها اشتغال مىورزند ، و ليكن علم الهى و علم اخلاق را رها مىكنند و باطن و ظاهر خود را از گناهان نگه نمىدارند و به طاعات آباد نمىسازند . و بعضى ، در همه علوم عقلى و شرعى جدّ و جهد و تعمّق مىكنند ولى عمل را فرو مىگذارند ، يا بر طاعات ظاهرى مواظبت مىنمايند و از صفات دل غفلت مىكنند ، و گاهى به صفات نفسانى و اخلاق نيز توجه دارند و در پاكسازى نفس خود از آنها مىكوشند و ريشه هاى نيرومند رذائل و ملكات پست را از دل خويش بر مىكنند و ليكن در زواياى دل ايشان نكته هاى پنهانى كيد و مكر شيطان و دقايق نهانى تلبيس نفس باقى است و از آنها غافل مىشوند . همه اين گروهها هر گاه روش خود را بر خير و سعادت بدانند غافل و مغرورند ، هر چند ميان آنها از حيث شدّت و ضعف تفاوت هست ، زيرا سعادت نفس و خلاصى آن از عذاب حاصل نمىشود مگر به معرفت خداى تعالى و شناخت صفات و افعال او و احوال عالم آخرت و علم به فضائل و رذائل اخلاق ، و آنگاه تهذيب درون به فضائل اخلاق و آراستن بيرون به طاعات و اعمال شايسته . پس هر كه بعضى از علوم را بداند و علم مهمتر - يعنى معرفت پيمودن راه طاعت و گذشتن از گردنه هاى نفس كه همان صفات مذموم مانع از وصول به خداوند است - را رها كند و پندارد كه در طريق خير گام بر مىدارد مغرور و فريفته است ، و هر گاه به اين صفات آلوده باشد از خدا دور و محجوب است . و هر كه علم مهم را واگذارد و به غير آن پردازد همچون كسى است كه بيمارى خاص كشنده اى داشته باشد و محتاج آموختن دارو و استعمال آن باشد ، ليكن مرض ديگرى كه معالجه آن ضدّ بيمارى اوست بياموزد . به همين گونه كسى كه در فرا گرفتن همه علوم كوشا و استوار است ولى عمل را ترك كرده ، مانند بيمارى است كه داروى مرض خود را بياموزد و بنويسد و بخواند و به بيماران تعليم دهد و هرگز در مورد خويشتن استعمال