ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )

23

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )

سعى مىكرد زبانش را از آفات آن باز دارد و آنها را با تسبيحات بسنجد و موازنه كند تا بر اينها افزون نشود و از او مزد اضافى نگيرند ، شگفتا از كسى كه در كار خويش به محاسبه مىنشيند و از بيم آنكه به اندازه قيراطى را از دست ندهد دقّت و احتياط مىكند ولى براى از دست دادن مقام عليّيّن و مجاورت ربّ العالمين انديشه و احتياط نمىكند گروه سوم اهل علم فريفتگان اهل علم چند دسته‌اند : بعضى ، به علم كلام و مجادله و شناخت آداب مناظره اقتصار مىكنند تا در انجمنهاى رجال تفاخر كنند و بر همگنان برترى يابند ، بى آنكه در عقايد گامى استوار يا مذاهبى واحد داشته باشند ، بلكه گاهى اين و گاهى آن مذهب را اختيار مىكنند و اعتقادشان همانند نخى است كه به هوا فرستاده شود كه باد گاهى آن را به اين سو و گاهى به آن سو مىبرد ، و با اين وصف به سبب غرور و فريفتگى خود مىپندارند كه شناساترين و داناترين مردمند به خدا و صفات او . و بعضى ، علم را منحصر در نحو و لغت يا شعر يا منطق مىدانند و به آن غرّه مىشوند و عمر خويش را صرف آن مىكنند و نابود مىسازند ، و گمان مىكنند كه علم شريعت و حكمت يكسره به آن بستگى دارد ، و نمىدانند كه به آنچه لذاته مطلوب نيست و فقط وسيله اى است براى آنچه مقصود لذاته است بايد به قدر ضرورت اكتفا و اقتصار نموده ، و تعمّق و فرو رفتن در آن تابى نهايت كارى است زائد كه نيازى به آن نيست و موجب محروميّت از مقصود لذاته است . و بعضى ، به فنّ معاملات از علم فقه اقتصار مىكنند كه متضمّن چگونگى حكم و قضا در ميان مردم است و يكسره خود را به اجراى احكام مشغول مىدارند ، و از علم عقايد و اخلاق بلكه از علم عبادات كه بخشى ديگر از فقه است روى مىگردانند و از واجستن و واپرسيدن دل خويش ، كه وسيله و مقدّمه تخليه از رذائل