ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )
95
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )
از خدا مشغول كند ترك كنى بى آنكه از ترك آن تأسّف خورى يا دچار خودپسندى شوى و يا انتظار فرج و گشايشى داشته باشى و يا بخواهى مورد ستايش قرار گيرى يا عوضى بخواهى بلكه از دست دادن آن را راحت و بودنش را آفت شمارى « تا آخر حديث . ( 1 ) مطلبى كه در اينجا بايد ذكر شود اين است كه التفات به بعضى از ما سوى اللَّه و اشتغال به ضرورات مانند اندازهء ضرورى از خوردن و پوشيدن و معاشرت با مردم و گفتگو با آنان و امثال اينها با اين مرتبه از زهد منافات ندارد ، زيرا معنى بريدن از دنيا براى توجّه به سوى خداى تعالى همان رو آوردن با تمام دل و ذكر و فكر به سوى اوست ، و اين بدون ادامهء زندگى و زندگى بدون ضروريّات آن قابل تصور نيست ، پس هر گاه به اين ضروريّات اكتفا و اقتصار نمايد و قصدش محافظت بدن باشد براى يارى جستن به آن در عبارت و آنچه او را به خدا نزديك مىسازد چنين شخصى مشغول به غير خدا نخواهد بود ، زيرا آنچه جز به وسيلهء آن نمىتوان به مقصود رسيد از مقصود شمرده مىشود ، همچنانكه كسى كه در راه حج مشغول علف دادن به چارپاى خود است رو گردان از حج نيست ، و لكن سزاوار است كه بدن در راه خدا مانند چارپا در طريق حج باشد ، يعنى همان گونه كه مقصود از تهيّهء آنچه مورد نياز مركب است محافظت آن است تا انسان را به مقصد برساند نه تنعّم و لذت يافتن ، همين طور شايسته است كه مقصود از خوردن و آشاميدن و لباس و مسكن حفظ بدن از گرسنگى و تشنگى و گرما و سرما باشد به قدر ضرورت يعنى را رعايت تقوى و اطاعت خداوند بدون لذت جوئى و تن پرورى و اين با زهد منافات ندارد بلكه شرط آن است . پس لذت بردن اگر مقصود بالذات نباشد زيانى نمىرساند كه انسان گاهى به هنگام قيام و عبادت در شب به نسيم سحرى و آواز پرندگان احساس لذّت و راحت مىكند و اين به عبادت او ضرر ندارد كه قصدش طلب جايى مخصوص براى اين لذّت و راحت نيست ، علاوه بر اينكه در خوردن و آشاميدن و لباس پوشيدن
--> ( 1 ) حديث را از روى » بحار « جزء دوم از مجلد پانزدهم در باب زهد ص 100 تصحيح كرديم و حديث از » مصباح الشريعة « نقل شده كه در جلد اول اين كتاب دربارهء آن سخن رفت . .