ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )
96
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )
حقيقتا لذتى نيست بلكه به وسيلهء آنها درد گرسنگى و تشنگى و گرما و سرما دفع مىشود . و پوشيده نماند كه ترك زيادتر از آنچه آدمى در دنيا به آن نيازمند است از خوردنى و نوشيدنى و لباس و مسكن و اثاث خانه و همسر و مال و جاه شايسته است زيرا تحصيل آنچه بدان نيازى نيست با زهد منافات دارد . و امّا آنچه زيادى نيست و انسان بدانها محتاج است ، يعنى امور هشتگانهء مذكور ، سزاوار است كه زهد در آنها را نيز به كلَّى ترك نكند ، زيرا آنچه مهم و ضرورى است ممكن است در مقدار و جنس و اوقات آن زيادى و بيشى راه يابد و بنا بر اين شايسته است كه در آنها نيز زهد را رها نكند . غايت زهد اين است كه بيش از قوت شبانه روز خود نگاه ندارد و چنانچه زائد بر اين داشته باشد به مستحقّان بذل كند ، و اگر از جنس قوت به نان جو اكتفا و اقتصار كند اين نهايت زهد در خوراك خواهد بود ، امّا گاه گاهى خوردن نان گندم يا يك نان خورش وقتى چندان لذت بخش نباشد با زهد منافات ندارد ، و خوردن گوشت در بعضى از اوقات نيز منافى زهد نيست . و از لباس ، كه از پنبه يا پشم باشد ، به اندازه اى اكتفا كند كه اعضاء بدن را بپوشاند و از گرما و سرما محافظت كند ، و اگر دو جامه داشته باشد كه وقتى يكى را مىشويد ديگرى را بپوشد با زهد منافاتى ندارد . و از مسكن به قدرى طلب كند كه خود و اهل خانه اش از گرما و سرما محفوظ باشند . و از اثاث خانه يعنى فرش و ظرف و ديگ و كوزه و امثال اينها به اندازهء رفع حاجت تحصيل نمايد و به آنچه مىتوان از آنها بىنياز بود و بدون آنها حاجات ضرورى بر آورده مىشود دست نيازد . و از همسر به اين اندازه بسازد كه حدّت و شدّت شهوت را درهم شكند و او را از نظر بازى و وسوسه هاى قوهء شهويّه كه مانع از حضور در عبادات است حفظ كند . و از مال به مقدارى كه حاجت روزانه اش بر طرف شود و اگر كاسب است همين كه نياز روز را به دست آورد كسب را رها كند و به كار دين پردازد ، و اگر ملكى و آب و زمينى دارد و بجز آن درآمد ديگرى ندارد كه خرج روزانهء خود را به قدر حاجت به دست آوردن ظاهرا نگه داشتن قوت سالانه براى سدّ رمق و ادامهء حيات وى