ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )

92

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )

شخصى نمىپندارد كه معاوضه كرده يا از چيزى دست برداشته بلكه زهد و ترك دنيا از كمال معرفت اوست ، كه عارف دانا يقين دارد كه دنيا نسبت به آخرت از پشگلى نسبت به ياقوت پستتر است ، و چنين زاهدى از خطر توجّه و التفات به دنيا و ميل و رغبت به آن ايمن است ، چنان كه آن كه پشگل را براى ياقوت رها مىكند هرگز نمىخواهد اين معامله و بيع را فسخ كند . و صاحبدلان اهل معرفت گفته‌اند كه كسى كه دنيا را براى آخرت رها مىكند همچون كسى است كه بخواهد به كاخ پادشاهى داخل شود و سگى بر در كاخ وى را منع كند و او لقمه نانى كه آن هم عطاى پادشاه است به پيش سگ بيفكند كه بدان مشغول شود و او به درون كاخ راه يابد و به مقام قرب پادشاه برسد تا آنجا كه كار مملكت را به او بسپرد و فرمان او بر همهء كشور نافذ گردد ، آيا چنين شخصى مىپندارد كه آن لقمهء نان عوضى است در برابر مقام قرب و آن نعمتها كه از پادشاه به او رسيده با اينكه آن لقمه نيز از پادشاه است . در اين مثال شيطان سگى است كه مردم را از دخول به درگاه الهى ممانعت مىكند ، و حال آنكه بارگاه الهى گشوده است و پرده و حجابى هم وجود ندارد و دنيا مانند آن لقمهء نان است كه تا در دهان او بود لذتى مىبرد و با فرو بردن آن لذتش پايان مىپذيرد و آنگاه ثقل آن در معده اش باقى مىماند و سپس به نجاستى گنديده و متعفّن تبديل مىشود كه ناگزير بايد بيرون بيفكند . پس كسى كه آن را ترك كند تا به مقام قرب پادشاه نائل گردد چگونه به آن لقمه توجّه و التفات مىكند . و شكَّى نيست كه نسبت دنيا براى هر شخصى كه او را فراهم و مسلَّم باشد اگر چه هزار سال عمر كند نسبت به نعمتهاى بىپايان آخرت كمتر از لقمه اى نسبت به ملك دنياست ، زيرا متناهى با نامتناهى قابل مقايسه نيست ، و دنيا متناهى است و هر چند هزار هزار سال بدون رنج و ناراحتى ادامه يابد نسبتى با ابديّت ندارد ، تا چه رسد به اين چند روزهء كوتاه عمر كه لذاتش آميخته با رنج و كدورت و ناخوشى است كه آن را هيچ نسبتى با نعمتهاى جاويدان و ابدى نيست . دوم - زهد به اعتبار مرغوب عنه يعنى آنچه ترك مىكند و به آن زهد مىورزد