ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )

62

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )

مراتب دنيوى ناپايدار و بىبقا و آميخته به كدورتهاست . پس حال تو چگونه خواهد بود آنگاه كه سعادتهائى را از دست بدهى كه افكار و اذهان اهل روزگار از بيان و وصف عظمت آن و از رسيدن به نهايت آن ناتوان باشند ؟ و هر كه در دنيا نعمتى به او رسد ، اگر چه به شنيدن آواز پرنده اى باشد يا به تماشاى سبزه زارى يا به نوشيدن آب خنك و گوارائى ، همين مقدار از بهرهء او در آخرت مىكاهد ، و او را در معرض بازخواست و پاسخگوئى در مىآورد كه در آن ذلَّت و ترس و بيم و خطر و شرمگينى و انكسار و مشقّت و بىتابى انتظار هست ، و اين همه مايهء نقصان بهره و برخوردارى است . پس دنيا - كم و زيادش ، حلال و حرامش - ملعون ( سبب دورى از خدا ) است ، مگر آنچه انسان را بر تقواى الهى كمك كند ، كه اين اندازه از دنيا به شمار نمىرود ، و هر كه معرفتش قويتر و كاملتر باشد اجتنابش از نعمتهاى دنيا بيشتر و شديدتر است ، تا آنجا كه عيسى عليه السلام چون سر بر سنگى نهاد و خوابيد ابليس بر او نمودار شد و گفت : به دنيا رغبت نمودى ، سپس آن سنگ را دور افكند . و حتّى سليمان عليه السلام هنگام پادشاهى مردم را از غذاهاى لذت بخش اطعام مىكرد و خود نان جو مىخورد ، و بدين طريق سلطنت را وسيلهء امتحان و سختگيرى بر خود قرار داد ، كه صبر و خويشتن دارى با وجود طعامهاى لذيذ بسى دشوار است . و از اين رو بود كه خداى تعالى دنيا را از پيامبر ما صلى اللَّه عليه و آله و سلم دور كرد چنان كه روزها را به گرسنگى به سر مىبرد و از شدّت گرسنگى سنگ بر شكم مىبست . و به همين جهت خداوند انواع محنت و بلا را بر انبيا و اولياء خود فرو ريخت و هر كه درجهء عاليتر داشت بلا و محنتش افزونتر بود . اين همه از نظر لطف و منّت نهادن بر آنان بود ، تا در آخرت بهره شان وافرتر و مراتب قربشان بيشتر باشد . همچنانكه پدر مهربان فرزند را از خوردن طعامهاى لذيذ باز مىدارد و گاه او را به فصد و حجامت وا مىدارد ، و اين از راه مهربانى و محبّت است نه از بخل و مضايقه بر او . از آنچه گفتيم دانسته شد كه هر چه از خدا نيست از دنياست و هر چه براى خداست از دنيا نيست . بنابراين آنچه در دنياست بر سه گونه است : اول - آنچه نمىتوان تصور كرد كه براى خدا باشد بلكه در صورت و در