ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )
55
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )
در دريا فرو برد و بيرون آورد ، دنيا آن قدر رطوبتى است كه به انگشت باقى ماند . و دنيا را از اين لحاظ كه دلبستگى و علاقه اى از آن به دلبستگى و علاقهء ديگر مىكشاند تا آدمى را به هلاكت افكند به آب دريا تشبيه نمودهاند كه تشنه هر اندازه بيشتر بنوشد تشنه تر شود تا او را هلاك كند . و در اينكه حرص بر دنيا آدمى را به گرفتارى و هلاك مىكشاند آن را به كرم ابريشم مانند كردهاند كه هر چه بيشتر بر خود مىتند بيرون شدنش دشوارتر مىگردد تا اينكه از گرفتارى بميرد . و در صعوبت خلاصى از دنيا بعد از گرفتارى به پىآمدهاى بد آن و در محال بودن آلوده نشدن به كثافتهاى آن اهل دنيا را به كسى تشبيه كردهاند كه بخواهد در آب رود و پايش تر نشود . و دنيا را در طراوت و خرّمى اول آن و كثافت و پليدى آخرش به خوراكى مثل زدهاند كه هر چه لذيذتر و چربتر است ثقل آن كثيفتر و متعفّنتر است . همچنين هر شهوتى از شهوات دنيا كه مرغوبتر و مطبوعتر است در وقت مرگ فتنهء آن بزرگتر و كراهت آن شديدتر و اذيّت آن بيشتر است ، و اين حال در دنيا مشهود است . زيرا هر چه محبّت و دلبستگى به آن بيشتر و التذاذ به وجود آن افزونتر باشد مصيبت و درد و رنج و ماتم در فراق آن شديدتر است ، چنان كه كسى كه خانه و مالش به غارت رفته و زن و فرزندش از او گرفته شده درد و رنج و غم او بيشتر است از كسى كه خويشاوند دورى را از دست داده . پس هر چه وجودش محبوبتر و لذت بخشتر است فقدانش سختتر و تلختر است ، و مرگ چيزى جز مفارقت و از دست دادن دنيا نيست . و در برخوردارى از نعمتهاى دنيا و درد و رنجى كه بعد از فراق و جدائى از آن پديد مىآيد دنيا را مثل زدهاند به خانه اى كه كسى آماده ساخته و طبقى از طلا نهاده و بر آن گلها و بخور معطَّر قرار داده و مردم را دعوت كرده كه يكايك به ترتيب به خانه در آيند و هر يك آن را ببيند و آن گلها و رياحين را ببويد و براى ديگرانى كه بعد مىآيند بگذارد و برود نه اينكه آن گلها را بردارد و با خود ببرد . حال اگر شخصى وارد شود و اين رسم را نداند و گمان كند كه آنها را به او بخشيدهاند و به