ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )

56

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )

آنها دل ببندد و از آن خود پندارد ، وقتى مىخواهد از آنجا بيرون رود آنها را از او مىگيرند و او دلتنگ و اندوهناك مىشود . امّا كسى كه به رسم صاحبخانه آشناست از آنها بهره مىگيرد و سپاس مىگويد و آنها را با خشنودى و طيب خاطر باز پس مىدهد و از آن خانه با شادى بيرون مىرود . همچنين كسى كه سنّت خدا را در دنيا شناخت ، دانست كه آنجا مهمانخانه اى است كه براى مسافران آماده شده تا از آن بهره گيرند و براى مسافران آينده بگذارند و خود روانهء مقصد شوند بىآنكه به آن دل بندند و هنگام فراق و جدائى از آن گرفتار مصيبت و اندوهى بزرگ شوند . و هر كه از سنّت خدا در دنيا نادان است مىپندارد كه دنيا ملك اوست و به آن دل مىبندد ، و چون دنيا را از او بازستانند محنت و مصيبت او سخت و شديد مىشود . و در فريب خوردن مردم به دنيا و ضعف ايمانشان به گفتار خداى تعالى در بر حذر داشتن آنان از دنيا و شرور و مفاسد آن ، دنيا را به بيابان بىپايانى تشبيه كرده‌اند كه مردمى بىزاد و توشه در آن راه گم كرده و سرگردان مانده‌اند و به هلاك خود يقين كرده‌اند ، كه در اين ميان مردى به ايشان رسد و گويد : اگر شما را به باغهاى سبز و آب خوشگوار راهنمائى كنم چه مىكنيد ؟ گويند : تو را در هيچ چيز نافرمانى نمىكنيم . آنگاه از آنان عهد و پيمان گيرد و ايشان را به آب گوارا و باغهاى سر سبز برساند ، و در آن تا هنگامى كه خدا بخواهد درنگ كنند ، سپس به آنان گويد : كوچ كنيد گويند : به كجا ؟ گويد : به آبى كه مانند اين آب نيست و به بستانهائى كه غير از اين باغهاست . بيشترشان گويند : ما زندگيى بهتر از اين نمىخواهيم ، و از او سرپيچى كنند . و گروهى - كه در اقلَّيّتاند - گويند : مگر شما عهد و پيمان نبستيد كه اين مرد را نافرمانى نكنيد ، و حال آنكه او در نخستين گفتار خود راستگو بود و به وعدهء خود وفا نمود ؟ به خدا او در اين گفتار نيز صادق است . پس اين گروه به دنبال او به راه افتند تا آنان را به آب و باغهائى كه به مراتب بهتر از اوّلى است برساند ، ولى اكثريّت از او تخلَّف كنند و در آنجا بمانند تا گرفتار دشمن شوند كه بعضى را كشته و بعضى را اسير كند .