ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )
521
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )
دينى داشته ، و ريا بر آن طارى شده ، پس بايد در دفع ريا و تحصيل اخلاص بكوشد ، و نفس خويش را با معالجاتى كه ذكر خواهيم كرد قهرا به اخلاص برگرداند . و مادام كه در مقام مجاهده با نفس خود است و او را در ميلى كه به ريا دارد مورد عتاب قرار مىدهد و در درون خود از تمايل به ريا بيزار و متنفّر است ، اميد نجات دربارهء وى هست ، و شايد خداوند به رحمت گستردهء خود با او به مسامحه رفتار كند . و امّا اگر در مقام مجاهده نيست ، و در دل خود از ميلى كه به ريا دارد ناخشنودى و كراهتى احساس نمىكند ، بلكه زمام اختيار را به نفس امّاره سپرده است ، و اين نفس در اعمال ريا مىكند و او هم در اين كار بىآنكه راهى براى قهر و غلبه بر آن بجويد و از رياكارى ناراضى و ناراحت باشد به دنبال آن مىرود ، در فساد و بطلان اعمالش شكَّى نيست و هر چه زودتر بايد آن را ترك كند ، هر چند باعث آن در آغاز قصد قربت بوده و ريا در حين عزم يا بعدا پديد آمده باشد . و امّا قسم دوم : كه با مردم سر و كار دارد - يعنى پيشنمازى و قضاء و تدريس و فتوا دادن و وعظ و ارشاد و امثال اينها - خطرهايش بزرگ و ثواب آن نيز عظيم است . پس كسى كه از حيث علم صلاحيت اين كارها را دارد - اگر داراى نفسى قوى است كه به مردم اعتنا و توجّهى ندارد و وسوسه هاى نهانى او را تحريك نمىكند و به عظمت و قدرت و ديگر صفات كماليّهء پروردگار خود معرفت كامل دارد به طورى كه اين معرفت او را از التفات به خلق و آنچه در دست آنهاست و ممكن است به خاطر آنها ريا كند و رضاى آنان را بر رضاى خداوند برگزيند باز دارد - در اين صورت براى چنين شخصى بهتر اين است كه اين منصبها را ترك نكند تا به ثواب عظيم آن نائل شود . و اگر داراى نفسى ضعيف است ، همچون پر كاهى در هوا كه باد هر دم آن را به سوئى مىبرد ، چنين كسى از ريا و ديگر خطرهاى آن ايمن نيست ، و لازم است آن منصبها را ترك كند . از اين رو بود كه گذشتگان اهل يقين از اين منصبها مىگريختند و پيرامون آنها نمىگشتند . و در بزرگى خطر و كثرت آفات آنها و لزوم درنگ و احتياط براى كسى كه به آنها اشتغال مىورزد اخبار بسيار وارد شده است ، و آنچه در تهديد و وعده هاى ترسآور دربارهء علماى بد كردار رسيده براى حذر كردن از فتنه هاى علم