ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )
505
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )
فصل 32 تأثير ريا بر عبادت ريا ، يا اين است كه عملى بكلَّى خالى از قصد قربت و ثواب باشد به طورى كه اگر صاحب عمل تنها و منفرد بود آن كار را ترك مىكرد و اين بدترين درجات ريا و گناهش بزرگتر است . يا با قصد قربت و ثواب همراه است و اين قسم ريا دو گونه است : يكى آنكه قصد قربت ضعيف و مرجوح باشد به نحوى كه اگر قصد ريا نبود قصد قربت نمىتوانست او را به عمل برانگيزد و اگر قصد قربت و ثواب نبود قصد ريا او را به عمل برمىانگيخت . اين گونه ريا نزديك به قسم اول است و حق اين است كه موجب بطلان و فساد عمل است چنان كه ظواهر اخبار نيز دلالت دارد . و اگر قصد قربت بر قصد ريا برتر و غالب باشد به طورى كه قصد ريا و اطلاع مردم نشاط وى را بر عمل تقويت مىكند و اگر ريا هم نباشد عمل را ترك نمىكند يعنى تنها به قصد ريا عمل نمىكند ، در اين گونه ريا بعضى از علما برآنند كه اصل عمل و ثواب از ميان نمىرود بلكه از ثواب كاسته مىشود يا صاحب عمل به اندازهء قصد ريا عقاب مىشود و به مقدار قصد ثواب پاداش مىگيرد . اما در اين نظر اشكال هست ، زيرا اخبار دلالت دارد بر اينكه چون ريا بر آن عمل صدق مىكند و عامل آن رياكار به شمار مىآيد اصل عمل و ثواب باطل است ، به دليل قول امير مؤمنان عليه السّلام : « ثلاث علامات للمرائى : ينشط إذا رأى النّاس ، و يكسل اذا كان وحده ، و يحبّ أن يحمد في كلّ اموره » « ريا كار سه نشانه دارد : چون مردم او را [ بهنگام عمل و عبادت ] ببينند به نشاط آيد ، و وقتى تنها باشد كسل گردد ،