ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )
480
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )
فصل 25 علاج دوستى جاه بدان كه علاج حب جاه مركَّب است از علم و عمل . امّا علاج علمى اين است كه : بداند كه سببى كه براى آن جاه را دوست دارد - يعنى كمال قدرت بر آدميان و بر دلهاى ايشان در صورت صفا و خلوص - با مرگ پايان مىپذيرد ، و از باقيات صالحات به شمار نمىرود بلكه اگر همهء اهل زمين تا پنجاه سال يا بيشتر براى او سجده كنند سرانجام ساجد و مسجود را ناگزير مرگ فرا خواهد رسيد ، و حال وى همانند صاحب جاه و قدرتى است كه پيش از او با همهء فروتنان و خاكسارانى كه داشته مرده است . و شايستهء خردمند نيست كه دينى را كه حيات ابدى و بىانقطاع است با چنين حالى رها كند . و كسى كه كمال حقيقى و كمال وهمى را باز شناخت - چنان كه گذشت - جاه و مقام و حشمت در نظرش كوچك است ، و البتّه اين در چشم آن كس كه به آخرت نظر دارد كوچك مىنمايد كه گوئى آخرت را مىبيند و دنيا را حقير مىشمارد و مرگ را همچون امر حاضر و موجودى در برابر خود مىانگارد . ولى ديدگان بيشتر مردم ضعيف و تنها متوجّه دنياست و نور آن را ياراى مشاهدهء عاقبت و سرانجام كار نيست ، چنان كه خداى تعالى مىفرمايد : « بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَياةَ الدُّنْيا وَالآخِرَةُ خَيْرٌ وَأَبْقى » 87 : 16 - 17 ( اعلى ، 16 - 17 ) « بلكه زندگى دنيا را برمىگزينيد و حال آنكه آخرت بهتر و پاياتر است » .