ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )

481

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )

و مىفرمايد : « كَلا بَلْ تُحِبُّونَ الْعاجِلَةَ وَتَذَرُونَ الآخِرَةَ » 75 : 20 - 21 ( قيامت ، 20 - 21 ) « نه چنين است بلكه شما دنيا را دوست داريد و آخرت را وامىگذاريد » . پس هر كه اين مرتبه دارد ، سزاوار است كه دل خود را از راه شناخت آفات دنيا از حبّ جاه معالجه كند ، و دربارهء خطرهائى كه آماج آن صاحبان جاه در دنيا هستند بينديشد ، كه هر صاحب جاهى مورد حسد و هدف ايذاء است ، و پيوسته بر مقام و منصب خود ترسان ، و همواره در نگرانى و ترس از اينكه مبادا منزلتش در دلها دگرگون شود . با توجه به اينكه دلهاى مردم از ديگ جوشان زودتر و بيشتر در تغيير و دگرگونى است ، و همواره بين روى آوردن و پشت كردن در نوسان و رفت و برگشت است ، پس هر چه بر دلهاى خلق بنا شود همانند ساختمانى است كه بر امواج دريا كه ثبات و استقرارى ندارد ساخته شده باشد . و اشتغال به رعايت دلها و حفظ جاه و دفع كيد و مكر حاسدان و جلوگيرى از آزار دشمنان در واقع فراموشى و غفلت از خداوند و در معرض ناخشنودى و دشمنى او قرار گرفتن در دنيا و آخرت است ، و اين همه غمهاى حاضر و زودرسى است كه لذّت جاه را مكدر مىسازد ، پس در دنيا اميدى بىترس نيست ، تا چه رسد به آنچه در آخرت از دست مىرود . از اين رو سزاوار است كه بصيرت ضعيف درمان شود ، و امّا كسى كه بصيرتش عميق و ايمانش قوى است توجّه و التفاتى به دنيا ندارد . اين است علاج علمى . و امّا علاج عملى : دور افكندن جاه و منزلت از دلهاى خلق است با انس به ضد جاه يعنى گمنامى و خرسندى به قبول و خشنودى خالق ، و نيرومندترين راه علاج براى از ميان بردن جاه طلبى كناره گيرى از مردم و روى آوردن به مواضع گمنامى است ، نه صرفا گوشه گيرى در خانهء خود در شهرى كه در آن مشهور است ، زيرا كسى كه در خانهء خويش در شهرى كه در آن مشهور است عزلت مىگزيند ممكن است در اين حال از حب جاه و منزلتى كه براى او در دلها راسخ گشته خالى نباشد ، و بسا چنين پندارد كه ديگر جاه طلب نيست در حالى كه فريب نفس را خورده و گمان مىكند كه به مقصود دست يافته است ، و اگر مردم دربارهء او تغيير عقيده دهند و او را برنجانند يا به چيزى ناشايسته نسبت دهند ، چه بسا نفسش بىتابى كند و