ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )

469

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )

فصل 23 دفع اشكال در دوستى جاه و مال اگر گفته شود : دليل و توجيه دربارهء حبّ مال و جاه بالعرض و به اندازهء ضرورت زندگى ظاهر و معلوم است ، امّا دوستى آن دو كه بذاته و بيش از قدر ضرورت باشد چه وجه و دليلى دارد ؟ مثل حبّ گردآورى مال و گنجينه ساختن و مال اندوزى و افزون كردن آن بدون هيچ نيازى ، و همچنين حب فراخى و گشادگى جاه و انتشار شهرت و آوازه در شهرهاى دورى كه مىداند هرگز به آنجاها نخواهد رفت و اهل آن بلاد را نخواهد ديد تا او را بزرگ شمارند يا براى مقصودى او را يارى كنند ، ولى با وجود اين از آن كمال لذّت مىبرد و بىنهايت شادمان مىشود ، به طورى كه لذتى نيرومندتر و برتر از آن در نفس خويش نمىيابد . در پاسخ مىگوئيم : دليل و وجه اين امر دو چيز است : اول - دفع درد و رنجى كه از بيم ناشى از بدگمانى و آرزوى دراز دارد . زيرا انسان اگر چه اكنون مال كافى داشته باشد ، امّا به سبب آرزوى دراز گاهى به خاطرش چنين خطور مىكند كه اين مال ممكن است از دست برود پس به غير آن مال نيز محتاج است ، و چون اين انديشه در خاطرش مىگذرد ترس از تنگدستى در آينده در دلش به حركت در مىآيد ، و پيوسته درد و رنج ترس وجود دارد مگر اينكه احساس امنيّتى كه حاصل از وجود مال ديگرى غير از مال موجود باشد بكند كه اگر به اين مال آفت رسيد به آن مال ديگر پناه برد . پس وى به سبب