ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )
470
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )
عشق به زندگى و دوست داشتن خود همواره در انديشهء زندگى دراز و نگران رو آوردن حاجات است ، و در پى احتمالى كه از رسيدن آفات به اموال خود مىدهد دچار ترس مىشود ، و براى دفع ترس چاره مىجويد ، و اين چاره را در كثرت مال مىپندارد ، كه اگر به قسمتى از مالش آسيب رسيد به قسمت ديگر پناه برد . و اين ترس با مقدار مخصوصى از مال از ميان نمىرود ، و بدين سبب ميل او براى به دست آوردن همهء آنچه در دنياست متوقّف و محدود نخواهد شد ، و از اين رو پيغمبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلَّم فرمود : « منهومان لا يشبعان : منهوم العلم ، و منهوم المال » « دو گرسنهاند كه سيرى نپذيرند : گرسنهء علم ، و گرسنهء مال » . نظير همين انگيزه و علَّت در مورد جاه طلبى و كسب شهرت و منزلت در دلهائى كه از وطن و شهر او بسيار دورند وجود دارد ، زيرا اين احتمال را مىدهد كه از وطن خود كنده و آواره شود ، يا آنان از وطن خود دور افتند و به سرزمين وى در آيند ، و به كمك آنها نيازمند شود ، و تا آنجا كه اين احتمالات هست نفس آدمى از پيدا كردن منزلت در دلها لذت مىبرد ، زيرا در آن امنيّتى از اين ترس احساس مىكند . دوم - انسان از اصول و قواى مختلف تركيب يافته : قوهء شهويّه ، قوه درندگى و سبعيّت ، و قوهء شيطنت و مكر ، و روح مجرّدى كه امر ربّانى است . و از اين رو آدمى مايل به صفات حيوانى و بهيمى ، مانند خوردن و آميزش ، و صفات درنده خويى ، مانند كشتن و آزار دادن ، و صفات شيطانى ، مانند مكر و خدعه و نيرنگ ، و صفات ربوبى ، مانند علم و قدرت و بزرگى و عزت و فخر و برترى خواهى است . پس وى از جهت داشتن امر ربّانى طبعا ربوبيّت را دوست دارد ، و معنى ربوبيّت يعنى يگانگى در كمال ، و تفرّد در وجود و استقلال ، و غلبه و استيلاء بر همهء اشياء ، و اينكه همه وابسته به او باشند . و بالجمله : مقتضى ربوبيّت ، يگانگى در وجود و كمال ، و بستگى و رجوع هر وجود و كمالى به اوست ، زيرا او تام و كامل فوق هر تمام و كاملى است ، و اين جز با يگانه بودن در وجود و كمال و قدرت و استيلاء بر ديگران متحقّق نمىشود . زيرا مشاركت در وجود ، ناگزير نقص است ، چنان كه كمال خورشيد در اين است