ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )
444
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )
صادق است ، و اگر در عزم او نوعى انحراف و سستى و ترديد باشد ، عزمش كاذب است ، زيرا شك و ترديد در عزيمت ضد صدق در آن است ، و صدق در اينجا به معنى قوّت و كمال آن است ، چنان كه مىگويند : فلانى ميل و خواست راستين دارد ، يعنى داراى قوهء تام و تمام است ، يا ميل و خواست كاذب دارد ، يعنى خواهش و ميلش ناقص و ضعيف است . 4 - صدق در وفاى به عزم : نفس آدمى گاهى در عزم و تصميم كنونى سخى است ، زيرا وعده دادن برايش مشقّتى ندارد ، و ليكن چون وقت عمل رسيد تمايلات و شهوات به جنبش مىآيند و با انگيزهء دينى به معارضه برمىخيزند ، و بسا چنان بر انسان چيره مىشوند كه عزيمت وى را از ميان مىبرند و وفاى به وعده اتّفاق نمىافتد ، و اين با صدق در وفاى به عزم منافات و ضديّت دارد ، و از اين رو خداى سبحان مىفرمايد : « رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا الله عَلَيْه » 33 : 23 ( احزاب ، 23 ) « مردانى كه به پيمان خويش با خدا وفا كردند » . 5 - صدق در كردار : و آن مطابقت باطن و ظاهر و يكسانى نهان و آشكار است ، يا بهتر بودن باطن از ظاهر ، به اين معنى كه اعمال ظاهر او بر چيزى دلالت نكند كه در باطن به آن متّصف نباشد ، البتّه نه به اين كه اعمال را ترك كند بلكه باطن را به تصديق ظاهر بكشاند . و اين بالاترين مراتب اخلاص است ، زيرا نوعى از اخلاص ممكن است به كمتر از اين تحقّق يابد ، يعنى باطن بدون قصد و غرض با ظاهر مخالفت كند ، و اين ريا نيست ، و مىتوان نام اخلاص بر آن نهاد . توضيح آنكه : ريا آن است كه در اعمال ، غير خداى سبحان قصد شود . گاهى از انسان اعمالى صادر مىشود كه دلالت مىكند بر اينكه وى داراى فضيلت باطنى است ، از قبيل توجّه به خدا و انس به او ، يا آرامش و وقار ، يا تسليم و رضا و مانند اينها ، و حال آنكه وى فاقد آنهاست ، اين حال يا به سبب اين است كه مانعى در تحقّق آنها بر او غلبه كرده ، يا به واسطهء اين است كه صدور اين اعمال ظاهرى به اين نحو بدون قصد مشاهدهء غير خداى سبحان است ، پس چنين شخصى در عمل خود صادق نيست و در دلالت و مطابقت ظاهر با باطن كاذب است . اما اگر رياكار نباشد و توجّهى